
آیا نمک خدا را خورده ای؟
حسن دولت آبادی
Azarakhsh va raghs-e fantom-ha
حسینعلی ذوالفقاری متولد ۱۳۳۰ است که پس از ورود به نیروی هوایی، برای آموزش به آمریکا اعزام شد و پس از بازگشت به ایران، هواپیمای فانتوم را برای پرواز انتخاب کرد. ذوالفقاری یکی از خلبانان پایگاه سوم شکاری همدان بود که در دوران خدمت خود با خلبانان و اسطوره هایی چون قاسم پورگلچین، محمود اسکندری، داریوش ندیمی، فرج الله براتپور، جلیل پوررضایی و … همراه و هم نفس بوده است. او از چهره هایی چون شهید مصطفی چمران، شهید احمد کشوری و ابوالحسن بنی صدر نیز خاطراتی دارد. این خلبان پس از پیروزی های مراحل مختلف که به مرور باعث آزادسازی خرمشهر شدند، در روز ۱۸ اردیبهشت یعنی یک روز پس از بمباران موفق پل استراتژیک و شناور عراق روی اروندرود توسط محمود اسکندری، در ماموریت بمباران ۴ کیلومتر از جاده عقب نشینی نیروهای دشمن در جاده جفیر-طلاییه، مورد اصابت پدافند زمین به هوا قرار گرفت و با محمدعلی اعظمی خلبان کابین عقب خود به طور ناگهانی از هواپیما خارج شد و به اسارت دشمن درآمد. او با تحمل بیش از ۸ سال اسارت و بودن در جمع اسرای مفقودالاثر، شهریور ۱۳۶۹ به میهن بازگشت. ذوالفقاری از بازگشت از دوران اسارت، در قامت خلبان مسافربری به خدمت پرداخت و چندسال پیش بازنشسته شد. خاطرات امیر آزاده خلبان ذوالفقاری در «آذرخش و رقص فانتوم ها» در ۹ فصل تدوین شده اند که عناوین شان به این ترتیب است: «اتاق بازجویی و آن زن نامحترم»، «در ایران اجکت نداریم!»، «پشت پیکر شهدا پناه گرفته ایم!»، «مبارزه با دیوارهای زندان»، «شیر حلال!»، «رقص باله فانتوم ها بین دره ها»، «رویای آن بانوی روی پوشیده»، «نقشه فرار» و «برنمی گردید، زنده بمانید و بپرید بیرون!». گفتنی است، این کتاب پس از «بیگانه با ترس» و «شبح دوست داشتنی»، سومین کتابی است که صادق وفایی درباره خلبانان نیروی هوایی به ویژه خلبانان شکاری بمب افکن فانتوم F۴ نوشته است.
بخش های برگزیده اثر نیز ماندگاری رویاها و خاطره ها را برجسته می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت