
افشاگر
جان گریشام
The Confession
به ازای هر شخص بی گناهی که به زندان می افتد، گناهکاری در بیرون میله ها خواهد ماند. او نمی تواند بفهمد که چگونه پلیس و شاکیان، مردی را اشتباهی دستگیر کردند و این موضوع برایش اهمیتی هم ندارد. او فقط نمی تواند باور کند که چگونه چنین شانس بزرگی آورده است. زمان می گذرد و او درمی یابد که اشتباهات گذشته پاک نمی شوند. او حتی ممکن است بتواند محاکمه ی دونته، مردی که به جای خودش دستگیر شده، را نیز تماشا کند. وقتی که رأی نهایی دادگاه، آن مرد بیچاره را محکوم می کند، شخصیت اصلی داستان نفس راحتی کشیده و به ریش پلیس و شاکیان خوشحال از موفقیتی کاذب می خندد و با این موضوع که فردی بی گناه به جای او محاکمه یا حتی اعدام شود نیز هیچ مشکلی ندارد. تراویس بویت، چنین مردی است. او در سال 1998 و در شهر کوچک اسلووان، دختری دبیرستانی را ربود، به او تجاوز کرد و در آخر، دختر بیچاره را از طریق خفگی کشت. حالا نه سال از آن اتفاق می گذرد و او اخیرا به خاطر جرمی دیگر در کانزاس تحت تعقیب است. چهار روز به اعدام دونته باقی مانده و تراویس از تومور مغزی لاعلاجی رنج می برد. اما او برای اولین بار در زندگی فلاکت بارش، تصمیم گرفته است که کار درست را انجام دهد و رمان اعتراف کند.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند برنده ی جایزه ی هارپر لی سال 2011 اشاره شده است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر داستانی پرتعلیق و باشکوه، این کتاب، سریع آغاز می شود و سریع تر پایان می یابد و آکنده از تنش و افشاسازی های شوکه کننده تاکید می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت