ادبیات معاصردهه 2010 میلادیداستان کوتاه+۱ مورد

افتاده بودیم در گردنه ی حیران

We had fallen in the Gardaneye-Heyran

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۱۰
سال چاپ
۱۴۰۰
نخستین انتشار
۲٬۰۱۸

درباره کتاب

۳ دقیقه

«افتاده بودیم در گردنه ی حیران» مجموعه داستانی شامل دوازده داستان کوتاه و نوشته ی حسین لعل بذری است. از این مجموعه داستان در سی وهفتمین جایزه ی ملی کتاب ایران و همچنین دوازدهمین دوره جایزه ی ادبی جلال آل احمد تقدیر شده است. داستان های این مجموعه مستقل از هم هستند و هرکدام موضوع و شخصیت هایی جداگانه، اما ویژگی های مشترکی دارند. همه ی داستان ها فضایی عینی و ملموس دارند و بنابراین در چنین فضایی شخصیت ها به خوبی پرداخت شده اند و خواننده آن ها را باور می کند. موقعیت های داستانی برای خواننده آشنا هستند و شخصیت ها را انگار بارها و بارها در جهان واقع دیده است. آن چه داستان های این کتاب را جالب و متفاوت می کند این است که این جهان واقعی را با عالم وهم و خیال درهم می آمیزد. شخصیت ها گاهی در فهم واقعیت اطراف خود دچار مشکل می شوند. تقریبا نقطه شروع همه ی داستان های این مجموعه، نوعی فقدان است و سمت وسوی زندگی شخصیت ها را همین فقدان مشخص می کند. این فقدان گرچه نشان دهنده ی ارزش روابط انسانی است، اما هرگز نقطه ی امیدی برای پیدا کردن چاره ای نیست انگار هیچ راه برون رفتی برای بحران نبودن آدم ها وجود ندارد. تنهایی همچون خیابانی یک طرفه است که می توان به آن وارد شد، اما راه برگشتی وجود ندارد. در داستان «اندوهی دور گردن» فقدان با ادامه ی روند عادی زندگی آدم ها تداخل پیدا می کند و شخصیت ها را به دام چالشی مدام با فقدان آدمی می اندازد که جای خالی او را حتی لحظه ای نمی شود با چیزی پر کرد. چنین نگاهی را در چند داستان دیگر این مجموعه، نیز می توان دید. به طور مثال در داستان «پدر کلان»، نبودن پدربزرگ خانواده، که همه به نوعی از حمایت عاطفی او بهره مند بوده اند، همه اعضای خانواده و به خصوص پدر را از هرگونه تصمیم گیری باز می دارد. حضور پدر خانواده در داستان «تمام مسیر را می خوابیم» با تمام اشیای خانه و خاطره های تک تک اعضای خانواده رقم خورده است. شخصیت ها همه ی دستاوردهای زندگی خودشان را معطوف به حضور و وجود کسی کرده اند که اگر نباشد همه چیزشان دگرگون می شود. «گوش ماهی»، «پر سیاوشان»، «افتاده بودیم در گرنه ی حیران»، «سطر هایی از منقار پرنده ای گنگ»، «شیرجه»، «موقوف فراموشی ایام»، «در ذکر حکایت احتضار شیح عبدالواحد اسطیرآبادی»، «نگهبان سوبر» و «رد تیغ ترک غارتگر» عناوین داستان های دیگر این مجموعه هستند. «افتاده بودیم در گردنه حیران» مجموعه داستانی قابل تامل و خواندنی است و انتخابی مناسب برای علاقمندان به داستان های کوتاه فارسی.

در معرفی این اثر به نکاتی مانند شایسته تقدیر جایزه ی جلال آل احمد 1398 اشاره شده است.

بخش های برگزیده اثر نیز دشواری بیان بی واسطه احساسات را برجسته می کنند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه