ادبیات داستانیادبیات معاصرادبیات ایران

ایسف

Aesof

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۶۸
سال چاپ
۱۴۰۰

درباره کتاب

۲ دقیقه

مادر گفت: «مردان ایل ما، هیچ گاه به سمت سیاهی و سیاه کاری و کارهای بد نمی روند. سیاهی ها و بدی ها را خاک می کنند، برای همین نقش خطوط سیاه چوقا رو به پایین است. مردان ایل ما همیشه دنبال روشنایی و نور حرکت می کنند، برای همین نقش خطوط سفید چوقا رو به بالاست، رو به خداست، این نقش ها از نقوش مکان های مقدس چند هز ه گرفته شده است. » ماه خانم پشت و روی چوقای کاکا را به قدم خیر نشان داد و ادامه داد: «دقت کن چوقا باید به گونه ای بافته شود که پشت و رو نداشته باشد از هر طرف امکان پوشیدن داشته باشد برای این که مردان ایل ما، نباید پشت و رو داشته باشند. باید صاف و یک دست و یک رو باشند، دو رویی در ایل ما جایی ندارد. » بافت چوقا برای قدم خیــر لذتبخش شده بود دلش می خواست هر چه زودتر خودش شروع به بافت چوقا کند. دلش می خواست برای همسر آینده اش بهترین چوقا را ببافد. به فکر فرو رفت. مراد همسر خود را تصور می کرد که چوقای دستبافت او را پوشیده است. در ذهن، مراد را برانداز کرد و نگاهی خیالی به رنگ های چوقایی کرد که در قامت او جا گرفته بود. لبخندی رضایتبخش بر لبانش نقش بست و با تبسم روی خود را از ماه خانم برگرداند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه