
تعلق و تماشا
محمدعلی سپانلو
Poetry
بیایید کمی به این سوالات چالش برانگیز فکر کنیم. آیا شاعری حرفه است یا ایدئولوژی؟ در هرحال ارکان آن کدام هاست؟ با عقل، عاطفه، حقیقت، رویا… چه رابطه ای دارد؟ هرکس با طرز متفاوتی شعر می سازد. من خود اغلب در رویای شبانه یا در رویاهای کوتاه روزانه با چشم باز، کلمه ای، تصویری، فریمی از یک فیلم و گاه صوتی می بینیم یا می شنوم. بعدها ذره بین برمی دارم و از درون همان جزء ماجرایی را پیدا می کنم، درواقع آن جزء کلیدی است برای گشایش ماجرایی که وجود داشته و من فراموش کرده بودم. پس برای من هر شعر با رویا آغاز می شود و با رهایی به پایان می رسد؛ و این رهایی خود می تواند بیداری باشد یا رویای دیگری. احتمالا خیلی ها همین شیوه ی منبسط کردن کلمه را می شناسند. امّا محصولات اصیل این نوع اکتشاف_یا به قول رمبو کیمیاگری_ همه با هم متفاوت است. شاعران واقعی نتوانسته اند نه حزبی، نه خانواده ای و نه حتی دهاتی مشترک داشته باشند. همچنان که تجربه ی مخاطبان شعر نیز متفاوت است. گروهی به تجربه ی «زیبا» می رسند و اغلب به تجربه ی «شگفت انگیز» که توصیف ناپذیر است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت