
ده داستان از یک داستان
محمد ریاضت
smell of Hot bitumen
کتاب بوی قیر داغ نوشتۀ علی اکبر حیدری، از آن معدود کتاب هایی است که از نظر جهان بینی منطبق بر دنیای امروز حرکت می کند. مجموعه داستان بوی قیر داغ در بخش ادبیات داستانی، کتاب اصفهان شده بود. زاویه دید تمام داستان های مجموعۀ بوی قیر داغ، ترکیبی از زاویه ی دید نمایشی متأثر از نگاهی سینمایی و دانای محدود به شخصیت است. حیدری با ترکیب این دو به شیوه ی خودش نوعی زاویه دید کم تر کارشده را پیش گرفته که محصولش رویه ی درون کاوانه ی تأثیرگذاری به داستان ها داده است. نویسنده با حفظ عنصر ضریب نفوذ ذهنی، فاصله ای روشن و کارا با ذهن شخصیت ها حفظ می کند و این موضوع به ترکیب صدای ذهن و تصویر صحنه کمک بسیاری می کند. او در اغلب داستان ها به شیوه ی معمول کتاب اولی ها کوشیده مهارت های داستانی اش را نشان بدهد. در موضوع کاربرد زبان وی دنباله رو سنت گلشیری ا ست و تلاش می کند با پیروی از روند معمول گفتار، به فرم های بیانی متفاوتی دست پیدا کند. این رویکرد زبانی گاهی با تغییر و جابه جایی عناصر داستان است و گاهی با توصیف های متفاوت و تصویری از اشیا و عناصر صحنه اجرا شده است. دقت به این عناصر در مجموع ما را با مجموعه داستانی تمیز و کم مشکل روبه رو می کند.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند شایسته تقدیر جایزه ی مهرگان ادب 1391 اشاره شده است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت