
داستان هایی با عطر یاسمن
اندرهالوک درینجه
Let Her Fly: A Father's Journey
در پاکستان گاهی اوقات به خانواده هایی بر می خورم که پرنده ای را در حیاط خانه شان نگه می داشتند که قادر به پرواز نبود. کسی بدون شک، پدر یا پسر آن خانواده، با قیچی پرهای اصلی آن را آن قدر کوتاه کرده بود که دیگر نمی توانست پرواز کند. وقتی می گویم بال و پر ملاله را نچیدم، منظورم آن است که وقتی او کوچک بود، قیچی را که جامعه برای چیدن بال و پرش آماده کرده بود، شکستم. هرگز اجازه ندادم آن قیچی به ملاله نزدیک شود...
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت