
پیتزا جهان
شهروز فرمانبرداری
Bist
آقای سلیمانی صاحب تالار پذیرایی است. در تالار، پذیرایی برای مراسم ختم بیش از مراسم جشن برگزار می شود، و همین موضوع آقای سلیمانی را روزبه روز افسرده تر می کند. روان شناس از او می خواهد برای تغییر روحیه تالار را تعطیل کند. آقای سلیمانی به کارگرانش بیست روز مهلت می دهد کار دیگری برای خود پیدا کنند. کارگران همهٔ زندگی شان به تالار وابسته است؛ آن جا را جدا از شغل، محل خواب و خوراک شان هم می دانند و بر این باورند که به راحتی چنین شغلی نخواهند یافت. کارگران سعی می کنند آقای سلیمانی را از انزوا درآورند تا از فروش تالار صرف نظر کند. این امر رفته رفته باعث شکل گیری روابطی جدید میان آن ها می شود… آقای سلیمانی صاحب تالار پذیرایی است. در تالار، پذیرایی برای مراسم ختم بیش از مراسم جشن برگزار می شود، و همین موضوع آقای سلیمانی را روزبه روز افسرده تر می کند. روان شناس از او می خواهد برای تغییر روحیه تالار را تعطیل کند. آقای سلیمانی به کارگرانش بیست روز مهلت می دهد کار دیگری برای خود پیدا کنند. کارگران همهٔ زندگی شان به تالار وابسته است؛ آن جا را جدا از شغل، محل خواب و خوراک شان هم می دانند و بر این باورند که به راحتی چنین شغلی نخواهند یافت. کارگران سعی می کنند آقای سلیمانی را از انزوا درآورند تا از فروش تالار صرف نظر کند. این امر رفته رفته باعث شکل گیری روابطی جدید میان آن ها می شود…
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت