قدرت باید به تصویر کشیده شود و احترام باید طلبیده شود✨️
بی پروا
Reckless
درباره کتاب
کتاب «بی پروا» دومین جلد از مجموعه و بی نظیر «ناتوان» اثر لورن رابرتس، خواننده را به آشوب و هرج ومرجی می برد که پادشاهی ایلیا را در کام خود فرو برده است. پس از آنکه پایدن گری، پادشاه را به قتل می رساند و از محاکمات پاکسازی جان سالم به در می برد، جرقه مقاومتی را روشن می کند که سرنوشت سرزمین را دگرگون خواهد کرد. او اکنون در مسیر بی بازگشتی قدم گذاشته و باید از کای آزر، مردی که زمانی پناهگاهش بود، دوری کند، چرا که کای سوگند وفاداری به پادشاه جدید ایلیا، یعنی برادرش کیت، خورده و موظف است پایدن را بیابد و به دست عدالت بسپارد. لورن رابرتس در این رمان، عمده توجه خود را بر شخصیت پردازی قوی استوار کرده که همین یکی شخصیت پردازی باعث ریتم تند در داستان می شود. رمان از زوایای مختلفی روایت می شود و علاوه بر پایدن و کای، فصل هایی نیز به دیدگاه شاهزاده کیت اختصاص دارد. از این سو خواننده امکان می تواند دید کامل تری از فضای سیاسی پس از شورش و انگیزه های پشت پرده ی تاج وتخت به دست آورد. جدال میان وظیفه و احساس، محور اصلی داستان را شکل می دهد. کای برای یافتن پایدن به سفری خطرناک در دل بیابان می زند مسیری که هم او را با دشمنان خارجی و هم با شیاطین درونش روبرو می کند. این سفر پرمخاطره، فضایی برای نمایش تنش های عاطفی و نبردهای درونی اوست. در طرف دیگر، پایدن به عنوان دختری عادی که ناگهان به سمبل یک شورش تبدیل شده، با بحران هویت و مسئولیت دست وپنجه نرم می کند. فرار او از دست کسی که بیش از همه دوستش دارد، او را با سوالات بنیادینی مواجه می سازد: چگونه می توان در دنیایی پر از قدرت و خونریزی، میان عقل و احساس دست به انتخاب زد؟ آیا سرنوشت ایلیا واقعا به دست او رقم خواهد خورد؟ نویسنده با گسترش نقشه ی ایلیا و معرفی مکان های جدید، جهان داستان را وسیع تر کرده و پرسش های تازه ای درباره ی ماهیت مقاومت و قدرت های پنهان جادویی مطرح می کند. در مجموع، رمان «بی پروا» فقط ادامه ی داستانی نیست، به این معنا که آن را می توان به عنوان پلی لغزان که حوادث جلد اول را به یک پایان حماسی و پر هیجان در این جلد می رساند. قلمداد کرد.
تکههای کتاب
۷ تکهلبخندی میزند: عزیزم، من هیچوقت نیاز نداشتم تظاهر کنم تو رو میخوام
قلبم با اینکه میداند خواهد شکست، اما همچنان برای او میتپد.
قرار بود، او برای همیشه مالِ من باشد. حالا با چشمان خودم میبینم مال کس دیگری میشود. چراکه دیو نمیتواند دلبر را داشته باشد.
تو اثباتی بر وجودِ بهشتی♡
یک بار دیگه بهش دست بزنی گلوت رو میبُرم. اون مال منه.
زندهموندن گاهیاوقات از مرگ هم دردناکتره
یادداشتهای کاربران درباره کتاب
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.