
ملکه های فرانسه
تورنتون وایلدر
The Wreck on the 5 25
«تصادف قطار» نوشته ی تورنتون وایلدر، از نمایشنامه های کوتاه اما پرمعنای اوست که نخستین بار در سال ۱۹۶۲ در نیویورک اجرا شد و بعدتر در پیوند با پروژه ی ناتمام او درباره ی هفت گناه کبیره منتشر شد. این اثر نماینده ی مفهوم «تنبلی» است، اما وایلدر از همان ابتدا روشن می کند که مقصودش از تنبلی، صرفا سستی جسمانی یا بی کاری آشکار نیست. آنچه او به صحنه می آورد، نوعی رخوت وجودی و فرسودگی درونی است؛ حالتی که در آن انسان، زیر فشار تکرارهای روزمره، تدریجا از معنای زندگی فاصله می گیرد و به موجودی بدل می شود که فقط کارکرد دارد، نه حضور. از این نظر، نمایشنامه بیش از آنکه درباره ی یک حادثه باشد، درباره ی بیدار شدن ناگهانی از خواب عادت است. در مرکز نمایشنامه، هرب هاوکینز قرار دارد؛ مردی از طبقه ی متوسط که زندگی اش در الگوی آشنای رفت وآمد روزانه میان نیوجرسی و نیویورک، کار اداری، خانه، خانواده و تکرار منظم برنامه ها خلاصه شده است. ساختار زندگی او در ظاهر منظم و محترم است، اما وایلدر به تدریج نشان می دهد که این نظم، پوششی بر نوعی تهی بودگی درونی است. شبی که هرب به خانه بازنمی گردد، همسر و دخترش دچار اضطراب می شوند؛ به ویژه زمانی که خبر می رسد مردی ناشناس در تاریکی بیرون خانه ایستاده و از پنجره به درون نگاه می کند. این موقعیت در آغاز حالتی معمایی و حتی دلهره آور دارد، اما نمایشنامه به جای حرکت به سمت تعلیق جنایی، آن را به بحرانی روانی و فلسفی گسترش می دهد. مسئله ی اصلی نه غیبت فیزیکی یک مرد، بلکه غیبت درونی او از زندگی خویش است. وایلدر در این اثر، مانند بسیاری از نوشته هایش، از دل زندگی عادی به تأملی عمیق درباره ی زمان، عادت و هویت می رسد. آنچه «تصادف قطار» را تأمل برانگیز می کند، این است که بحران شخصیت اصلی نه از یک تراژدی عظیم، بلکه از مکانیسم فرساینده ی روزمرگی سرچشمه می گیرد. دریافت ناگهانی ارثی غیرمنتظره در نمایشنامه، فقط یک رخداد داستانی نیست؛ این رویداد نقش کاتالیزور را ایفا می کند و هرب را وامی دارد برای نخستین بار از بیرون به زندگی خود بنگرد. او با پرسشی اساسی روبه رو می شود: آیا آنچه تا امروز زیسته، واقعا زندگی بوده است یا فقط اجرای وفادارانه ی الگویی از پیش ساخته و اجتماعی بوده که سال ها بی هیچ مکثی تکرار شده است؟ سبک وایلدر در این نمایشنامه، موجز، کنترل شده و عامدانه ساده است. او از زبان پیچیده یا فرم های تجربی استفاده نمی کند، بلکه با دیالوگ های روزمره و موقعیت هایی آشنا، فضایی می سازد که در آن طنز، اضطراب و اندوه به طور هم زمان حضور دارند. این سادگی ظاهری نقطه ی قوت اصلی متن است، زیرا به مخاطب امکان می دهد لایه های فلسفی اثر را در بستری ملموس تجربه کند. نمایشنامه نشان می دهد که پوچی مدرن الزاما در بحران های بزرگ و استثنایی آشکار نمی شود؛ گاه در قطارهای هرروزه، خانه ای آرام و برنامه ای منظم پنهان است. همین توانایی در تبدیل یک موقعیت کوچک خانوادگی به استعاره ای از بحران انسان مدرن، از مهم ترین امتیازهای اثر است. البته این مینیمالیسم برای همه ی مخاطبان به یک اندازه جذاب نیست. کسانی که انتظار پیرنگی پرحادثه، گره گشایی نمایشی یا کشمکش های بیرونی پررنگ دارند، ممکن است نمایشنامه را بیش از حد کم رویداد یا تأملی بدانند. با این حال، «تصادف قطار» نمونه ای فشرده و دقیق از جهان بینی وایلدر است؛ جهانی که در آن امر عادی هرگز صرفا عادی نیست، بلکه لایه ای پنهان از اضطراب، تنهایی و جست وجوی معنا را در خود حمل می کند. اهمیت این اثر در آن است که نشان می دهد بزرگ ترین سانحه ی زندگی مدرن شاید نه در یک فروپاشی ناگهانی، بلکه در ادامهٔ بی وقفه ی زندگی ای رخ دهد که انسان دیگر در آن حضور ندارد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت