
دیوان ابوالفرج رونی
ابوالفرج بن مسعود ابولفرج رونی
Tamsilat
«تمثیلات» میرزا فتحعلی آخوندزاده یکی از متن های بنیادین در تاریخ نمایشنامه نویسی جدید در حوزهٔ فارسی و قفقاز است؛ مجموعه ای شامل شش نمایشنامه و یک داستان که محمدجعفر قراجه داغی آن را از ترکی آذری به فارسی برگرداند. ترجمهٔ کامل مجموعه در سال ۱۸۷۴ میلادی منتشر شد و از نخستین نمونه هایی بود که قالب نمایشنامهٔ اروپایی را به صورتی منسجم در اختیار خوانندگان فارسی زبان قرار می داد. چاپ نشر مولی این مجموعه را با مقدمهٔ یعقوب آژند و به کوشش سلمان مفید عرضه کرده است. شش نمایشنامهٔ مجموعه عبارت اند از «حکایت ملا ابراهیم خلیل کیمیاگر»، «حکایت خرس قولدورباسان» یا «دزدافکن»، «حکایت موسیو ژوردان حکیم نباتات و مستعلی شاه مشهور به جادوگر»، «حکایت وزیر خان لنکران»، «حکایت مرد خسیس» یا «حاجی قره» و «حکایت وکلای مرافعه تبریز». داستان «یوسف شاه سراج» یا «ستارگان فریب خورده» نیز در کنار آن ها قرار گرفته است. همین تنوع نشان می دهد که طنز آخوندزاده فقط متوجه یک طبقه یا رفتار خاص نیست؛ خرافه، فساد اداری، آزمندی، جهل، مناسبات قضایی، اقتدار سیاسی و شیوه های زندگی سنتی همگی در معرض نگاه انتقادی او قرار می گیرند. آخوندزاده نمایشنامه را وسیله ای برای سرگرمی صرف نمی دانست. او از چهره های مهم تجددخواهی سدهٔ نوزدهم بود و معتقد بود کمدی می تواند آنچه را خطابه و نصیحت مستقیم پنهان می کنند، در رفتار آدم ها آشکار کند. شخصیت های «تمثیلات» غالبا خودشان از تناقض رفتارشان آگاه نیستند؛ کیمیاگر، ملا، تاجر، صاحب منصب یا مدعی علم با اعتمادبه نفس رفتار می کند، اما جریان نمایش فاصلهٔ میان ادعا و واقعیت را نشان می دهد. طنز از همین فاصله نیرو می گیرد. در این میان نقش قراجه داغی فقط انتقال کلمات از زبانی به زبان دیگر نیست. آخوندزاده خود در جست وجوی مترجمی برای نمایشنامه ها بود و از ترجمهٔ او رضایت داشت. قراجه داغی نیز در مقدمهٔ خود آگاه بود که خوانندهٔ فارسی با قالبی تازه روبه روست و حتی دربارهٔ ساختمان تماشاخانه و شیوهٔ نمایش توضیح می داد. زبان گفت وگومحور و نسبتا سادهٔ ترجمه، در دوره ای که نثر رسمی فارسی هنوز به شدت زیر نفوذ شیوه های منشیانه بود، بخشی از اهمیت تاریخی کتاب است. ترجمه در نتیجه فقط حامل نمایشنامه ها نشد؛ به تجربه ای در ساختن زبان فارسی مناسب برای صحنه نیز تبدیل شد. «تمثیلات» البته امروز صرفا به سبب تقدم تاریخی خواندنی نیست. بعضی تیپ های اجتماعی و برخی تقابل های روشن میان «جهل» و «عقل» نشان دهندهٔ فضای اصلاح طلبانه و عقل گرایانهٔ قرن نوزدهم اند و از منظر امروز گاه ساده سازی شده به نظر می رسند. آخوندزاده نیز در نقد سنت معمولا با اطمینانی سخن می گوید که پیچیدگی زمینه های اجتماعی و دینی را کم رنگ می کند. بااین حال، توانایی او در تبدیل نقد اجتماعی به موقعیت نمایشی باعث شده است بسیاری از این متن ها از حد رساله های اصلاح طلبانهٔ زمان خود فراتر بروند. اهمیت «تمثیلات» را شاید بتوان در همین انتقال یافت: لحظه ای که نقد جامعه دیگر فقط در مقاله، اندرزنامه یا رساله بیان نمی شود، بلکه چند شخصیت روی صحنه می آیند، حرف می زنند، اشتباه می کنند و خودشان تناقض های جهانشان را آشکار می کنند. با ورود این صداها، نثر فارسی فقط موضوع تازه ای پیدا نکرد؛ شکل تازه ای برای دیدن جامعه پیدا کرد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت