
چشم بد دور
امیر امجد
Toor Aroos
«مه بانو» و «مه لقا» دو خواهر هستند. مه بانو به مدت بیست سال عزادار «داود» نامزدش است که در روز عروسی به باغ شاه رفته و دیگر برنگشته است. مه بانو و شوهرش «یدالله» دختری به نام «جیران» دارند که دو روز به عروسی اش مانده است. در پی اتفاقاتی و ورود فردی به نام «رسول» آنها متوجه می شوند داماد، جاسوسی بوده که خبر اقامت مجاهدین را به قشون دولتی و خبر حملة قشون دولتی را به مجاهدین اعلام می کرده و بدین ترتیب مجاهدین را به قتلگاه کشانده است. گفت گوهای بازیگران نمایش در این نمایش نامه به تصویر کشیده شده است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت