
پلیکان
آگوست استریندبرگ
There Are Crimes and Crimes
نمایشنامه ی «جرم داریم تا جرم» نوشته ی آگوست استریندبرگ (۱۸۴۹-۱۹۱۲) اثری چهارپرده ای و منحصربه فرد در مرز میان تراژدی و کمدی است که نخستین بار در سال ۱۹۰۰ در استکهلم به اجرا درآمد. این نمایشنامه، که از مهم ترین آثار دوره ی میانی استریندبرگ محسوب می شود، در اصل با زبان سوئدی نوشته شده و بعدها به انگلیسی توسط ادوین بیورکمن ترجمه شد. در این اثر، استریندبرگ با نگاهی تیزبین و فلسفی به مسئله ی «جرم» می پردازد، اما نه در معنای حقوقی یا کیفری آن، بلکه به عنوان مفهومی اخلاقی و روحی که ریشه در وجدان انسان دارد. او از طریق ترکیب ظریف واقع گرایی اجتماعی و رمزگرایی معنوی، تصویری چندوجهی از انسان مدرن ارائه می دهد که در جدال میان تمایلات شخصی و وظیفه ی اخلاقی گرفتار است. در مرکز روایت، موریس، نمایشنامه نویسی جوان و بلندپرواز، ایستاده است که در مسیر موفقیت هنری خود درگیر روابطی پیچیده می شود: او با ژان، معشوقه اش، و دختر کوچکشان ماریون زندگی می کند، اما وسوسه ی رابطه با هنریت، همسر دوستش آدولف، او را در معرض سقوط اخلاقی قرار می دهد. در فضای پرجنب وجوش و گاه آلوده ی پاریس - از کافه ها تا سالن های هنری - استریندبرگ با مهارت نشان می دهد که چگونه جاه طلبی، عشق، حسادت و خودفریبی در هم تنیده می شوند تا «جنایات» واقعی، یعنی خیانت به وجدان و فروپاشی اعتماد، رخ دهند. استریندبرگ در این اثر به تمایز میان جرم قانونی و جرم اخلاقی می پردازد. از نظر او، خطاهای حقیقی انسان آن هایی نیستند که قانون مجازاتشان می کند، بلکه گناهان پنهانی روح اند - خودخواهی، بی وفایی، و فقدان صداقت درونی. در این معنا، نمایشنامه نوعی دادگاه وجدان است که در آن شخصیت ها با خویشتن خویش روبه رو می شوند و هر یک ناگزیرند درباره ی ارزش وجودی خود داوری کنند. در پس این جدال، نشانه هایی از دغدغه های مذهبی و عرفانی نویسنده دیده می شود؛ به ویژه در ارجاعات ضمنی به داوری الهی و مفهوم رستگاری، که استریندبرگ در سال های بحران معنوی اش بدان دل بسته بود. از دیگر مضامین برجسته ی اثر می توان به ریاکاری اجتماعی و نقاب هایی اشاره کرد که افراد برای حفظ موقعیت و وجهه ی خود می زنند. در نگاه نویسنده، جامعه ی متمدن مدرن صحنه ای است که در آن ادب و احترام ظاهری اغلب پوششی برای حرص، ترس و گناه است. افزون بر آن، پیوند میان هنر و اخلاق نقشی محوری دارد: موریس، به عنوان هنرمندی گرفتار جاه طلبی، ناچار می شود بین آزادی خلاق و مسئولیت اخلاقی تعادل برقرار کند. این کشمکش او را به بحران وجودی ای می کشاند که یادآور جدال درونی خود استریندبرگ در دوران گذار از ناتورالیسم به معنویت است. نمایشنامه از نظر سبک، پلی میان درام رئالیستی و درام نمادگرایانه است. استریندبرگ با زبانی پرکشش و ساختاری چندلایه، هم واقعیت اجتماعی زمانه اش را بازنمایی می کند و هم ساحت های پنهان روان را آشکار می سازد. هرچند گاه آمیزش مفاهیم اخلاقی با گفت وگوهای روزمره از روانی نمایش می کاهد، عمق روان شناختی و بینش فلسفی آن، اثر را به یکی از دستاوردهای مهم درام مدرن بدل کرده است. در نهایت، «جرم داریم تا جرم» تأملی ژرف درباره ی ماهیت خطا و داوری انسانی است. استریندبرگ مخاطب را فرامی خواند تا فراتر از گناه ظاهری به زخم های روح بنگرد و درک کند که رهایی، تنها از مسیر پذیرش مسئولیت اخلاقی و بازگشت به وجدان حاصل می شود. در این نمایش، مجازات واقعی نه از سوی جامعه، بلکه از درون انسان می آید؛ و بدین سان، تئاتر به مکانی برای محاکمه ی روح بدل می شود - جایی که انتخاب های شخصی پژواکی ابدی می یابند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت