ادبیات ایتالیادهه 1990 میلادی

جمهوری خواهی

Republicanism

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۹۸
سال چاپ
۱۳۹۴
نخستین انتشار
۱٬۹۹۹

درباره کتاب

۵ دقیقه

فرض کنیم کسی در زندگی روزمره اش تقریبا هر کاری می خواهد انجام می دهد، اما آزادی او در هر لحظه به ارادهٔ فردی قدرتمند وابسته است؛ فرد قدرتمند فعلا دخالت نمی کند، ولی هر وقت بخواهد می تواند. آیا نفر نخست آزاد است؟ پاسخ جمهوری خواهی کلاسیک منفی است. آزادی فقط این نیست که امروز کسی مزاحم ما نشده باشد؛ انسان آزاد نباید تحت قدرت خودسرانهٔ دیگری زندگی کند. مائوریتسیو ویرولی در «جمهوری خواهی» از همین تمایز ظاهرا کوچک، تصویری متفاوت از آزادی، شهروندی و سیاست می سازد. اصل ایتالیایی کتاب با عنوان «Repubblicanesimo» در سال ۱۹۹۹ از سوی لاترتسا منتشر شد. ترجمهٔ انگلیسی آنتونی شوگار در سال ۲۰۰۲ به وسیلهٔ هیل اند وانگ انتشار یافت. ویرولی، از برجسته ترین پژوهشگران معاصر ماکیاولی و سنت جمهوری خواهی ایتالیایی، در این کتاب کم حجم نمی خواهد تاریخ جامعی از جمهوری ها بنویسد؛ هدفش احیای یک زبان سیاسی است که معتقد است زیر سلطهٔ دوگانهٔ لیبرالیسم و سوسیالیسم کم رنگ شده است. خود ناشر ایتالیایی نیز کتاب را دفاع از سنتی معرفی می کند که از جمهوری های آزاد ایتالیا و ماکیاولی تغذیه می کند و برای بقای خود، علاوه بر قانون، به وجدان مدنی نیاز دارد. ساختار کتاب این قصد را آشکار می کند. ویرولی پس از ارائهٔ تفسیری تازه از جمهوری خواهی، خاستگاه ایتالیایی آن را دنبال می کند؛ سپس از «اتوپیای تازهٔ آزادی» سخن می گوید و به ارزش آزادی جمهوری خواهانه، نسبت جمهوری خواهی با لیبرالیسم و جماعت گرایی، فضیلت مدنی و سرانجام میهن دوستی جمهوری خواهانه می رسد. این ترتیب مهم است: بحث تاریخی مقدمه ای برای پیشنهاد سیاسی امروز است، نه هدف نهایی کتاب. محور نظری اثر همان آزادی به معنای رهایی از سلطه است. در قرائت جمهوری خواهانه ای که ویرولی از آن دفاع می کند، انسانی که به خواست خودسرانهٔ دیگری وابسته است آزاد نیست، حتی اگر آن دیگری فعلا از قدرتش استفاده نکند. این اندیشه از تمایز رومی میان انسان آزاد و برده نیرو می گیرد: برده حتی زیر فرمان اربابی مهربان آزاد نمی شود، زیرا امکان مداخلهٔ خودسرانه همچنان وجود دارد. جمهوری خواهی معاصر، به ویژه در آثار فیلیپ پتیت و کوئنتین اسکینر، همین شهود را با مفهوم «عدم سلطه» صورت بندی کرده است و ویرولی یکی از چهره های اصلی احیای تاریخی این سنت به شمار می رود. تفاوت با آزادی لیبرالی در همین نقطه پدیدار می شود. اگر آزادی را فقط نبود مداخله بدانیم، ممکن است شخصی وابسته اما خوش اقبال را آزاد بنامیم، زیرا صاحب قدرت فعلا کاری به او ندارد. جمهوری خواه می پرسد چرا باید آزادی کسی به خوش خلقی صاحب قدرت وابسته باشد؟ قانون عادلانه نیز از این منظر الزاما دشمن آزادی نیست. قانونی که قدرت های خودسرانه را مهار می کند می تواند شرط آزادی باشد. به همین دلیل حاکمیت قانون، پاسخ گویی صاحبان قدرت و امکان مقاومت شهروندان در برابر سلطه برای این سنت اهمیت بنیادی دارند. پژوهش های جدید جمهوری خواهی نیز این تمایز میان «عدم مداخله» و «عدم سلطه» را هستهٔ برنامهٔ نوجمهوری خواهانه می دانند. اما ویرولی در «جمهوری خواهی» از نظریهٔ حقوقی صرف فراتر می رود. جمهوری بدون «فضیلت مدنی» دوام نمی آورد. مقصود او از فضیلت، ساختن شهروندانی قدیس یا یکدست نیست؛ بیشتر آمادگی برای دفاع از آزادی مشترک، احترام به قانون، مقاومت در برابر فساد و مقدم دانستن خیر عمومی در موقعیت هایی است که منافع خصوصی می توانند جمهوری را فرسوده کنند. همین جاست که ماکیاولی برای ویرولی اهمیت پیدا می کند. در قرائت او، ماکیاولی متفکری است که آزادی سیاسی را با «زندگی مدنی»، حاکمیت قانون و مبارزه با فساد و قدرت مطلق پیوند می زند. آخرین حلقهٔ استدلال، میهن دوستی است. ویرولی سال ها پیش از این کتاب کوشیده بود میهن دوستی جمهوری خواهانه را از ناسیونالیسم جدا کند. ملی گرایی می تواند بر وحدت قومی، فرهنگی یا مذهبی تکیه کند؛ میهن دوستی جمهوری خواهانه موضوع عشق خود را آزادی مشترک و نهادهایی می داند که آن آزادی را حفظ می کنند. بنابراین کسی می تواند به جمهوری خود دلبسته باشد بی آنکه ملت را موجودی برتر از دیگر ملت ها تصور کند. این تمایز در «جمهوری خواهی» اهمیت عملی پیدا می کند: قانون به تنهایی از جمهوری دفاع نمی کند؛ شهروندانی نیز لازم اند که آزادی مشترک برایشان ارزش عاطفی و اخلاقی داشته باشد. کتاب در همین فشردگی هم قوت دارد و هم ضعف. ویرولی سنتی پیچیده را با زبانی روشن به مسئله ای معاصر تبدیل می کند و نشان می دهد چرا فرد ممکن است بدون آنکه دائما مورد مداخله قرار گیرد، در ساختاری از وابستگی و سلطه زندگی کند. اما گذار او از تاریخ اندیشه به برنامهٔ هنجاری همیشه به اندازهٔ کافی توضیح داده نمی شود. مرز جمهوری خواهی با برخی صورت های لیبرالیسم

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه