ادبیات انگلیسدهه 2000 میلادی

جهانی شدن و مخالفان آن

Globalization / Anti-Globalization

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۹۹
سال چاپ
۱۳۸۲
نخستین انتشار
۲٬۰۰۲

درباره کتاب

۵ دقیقه

«جهانی شدن و مخالفان آن» نوشته دیوید هلد و آنتونی مک گرو، تلاشی منظم و انتقادی برای فهم یکی از مهم ترین مناقشات سیاسی و اقتصادی دوران معاصر است. این کتاب در فضایی نوشته شد که گسترش بازارهای جهانی، شبکه های ارتباطی و نهادهای فراملی از یک سو و اعتراضات ضدسرمایه داری از سوی دیگر، بحث جهانی شدن را به مسئله ای مناقشه برانگیز تبدیل کرده بود. نویسندگان می کوشند از دوگانه ساده انگارانه ای عبور کنند که در یک سوی آن ستایش بی قیدوشرط جهانی شدن و در سوی دیگر رد کامل آن قرار دارد. از نظر آنان، جهانی شدن نه وعده قطعی پیشرفت است و نه افسانه ای ساخته سرمایه داری؛ بلکه فرایندی واقعی، پیچیده و قابل تغییر است. کتاب با بررسی دو اردوگاه فکری اصلی آغاز می شود. جهانی گرایان معتقدند گسترش سرمایه، فناوری، ارتباطات و تجارت، مرزهای ملی را کم رنگ کرده و اقتدار دولت ها را کاهش داده است. در برابر آنان، شکاکان جهانی شدن را مفهومی اغراق آمیز می دانند و تأکید می کنند که دولت ها همچنان بازیگران اصلی نظام بین المللی اند. برخی از منتقدان نیز این فرایند را نام تازه ای برای سلطه اقتصادی غرب و گسترش سرمایه داری نئولیبرال تلقی می کنند. هلد و مک گرو ضمن جدی گرفتن استدلال های هر دو طرف، نشان می دهند که هیچ یک به تنهایی قادر به توضیح همه ابعاد واقعیت نیست. از دید نویسندگان، جهانی شدن قدرت را نابود نمی کند، بلکه جایگاه، ابزارها و مسیرهای اعمال آن را تغییر می دهد. قدرت دیگر فقط در قلمرو دولت ملی متمرکز نیست و از طریق شرکت های فراملی، بازارهای مالی، سازمان های بین المللی، شبکه های ارتباطی و توافق های چندجانبه نیز جریان می یابد. تصمیمی که در یک مرکز اقتصادی گرفته می شود، ممکن است بر زندگی میلیون ها انسان در نقاطی دور تأثیر بگذارد، بی آنکه آنان نقشی در آن تصمیم داشته باشند. بنابراین مسئله اساسی کتاب، صرفا گسترش ارتباطات جهانی نیست؛ مسئله این است که چه کسانی قواعد این ارتباطات را تعیین می کنند، چه کسانی از آن سود می برند و چه کسانی هزینه هایش را می پردازند. یکی از مهم ترین ویژگی های اثر، پرهیز از جبرگرایی است. هلد و مک گرو شکل نئولیبرال جهانی شدن را سرنوشتی اجتناب ناپذیر نمی دانند. آنان از نوعی سوسیال دموکراسی جهانی دفاع می کنند که هدفش دموکراتیک سازی نهادهای بین المللی، مهار بازارهای لجام گسیخته، کاهش نابرابری و حمایت از حقوق انسان ها در ورای مرزهای ملی است. این دیدگاه می کوشد میان واقعیت وابستگی متقابل جهانی و ضرورت حفظ عاملیت سیاسی تعادل برقرار کند. نقطه قوت کتاب نیز در همین نگاه دیالکتیکی است: نویسندگان نه به رویای بازگشت کامل به جهان دولت های منزوی دل می بندند و نه انسان را در برابر نیروهای جهانی کاملا ناتوان تصور می کنند. با این حال، پیشنهادهای کتاب با محدودیتی جدی روبه رو هستند. اصلاح سازمان های بین المللی و دموکراتیک کردن مناسبات جهانی، در برابر تمرکز ثروت، منافع دولت های قدرتمند و نفوذ شرکت های بزرگ، گاه بیش از اندازه خوش بینانه به نظر می رسد. کتاب به خوبی توضیح می دهد که چرا نظم موجود عادلانه نیست، اما مسیر عملی گذار به نظمی دموکراتیک تر همیشه به همان اندازه روشن نیست. با وجود این، ارزش اثر در ارائه نسخه ای نهایی نیست، بلکه در باز کردن امکان اندیشیدن به بدیل ها و مقابله با این تصور است که هیچ راه دیگری وجود ندارد. «جهانی شدن و مخالفان آن» برای فهم عصر الگوریتم نیز اهمیت ویژه ای دارد. شبکه هایی که زمانی سرمایه، کالا و اطلاعات را جهانی کردند، امروز با الگوریتم هایی اداره می شوند که رفتار، مصرف، سلیقه و حتی عواطف انسان ها را تحلیل و هدایت می کنند. بحران عاملیتی که نویسندگان در سطح اقتصاد سیاسی تشخیص می دهند، اکنون به تجربه روزمره و هویت فردی رسیده است. شکاف بزرگ امروز فقط میان موافقان و مخالفان جهانی شدن نیست، بلکه میان کسانی است که زیرساخت ها و قواعد دیجیتال را طراحی می کنند و کسانی که موضوع پردازش آن ها هستند. نتیجه انسانی کتاب این است که شبکه های جهانی به خودی خود رهایی بخش یا سرکوبگر نیستند؛ سرنوشت آن ها به توزیع قدرت و امکان مشارکت وابسته است. بازپس گیری سوژگی نیز نه با انکار فناوری و ارتباط جهانی، بلکه با شفافیت، پاسخ گویی و دموکراتیک کردن نظام هایی ممکن می شود که زندگی انسان را شکل می دهند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه