ادبیات آمریکاادبیات واقع گرایانهدهه 2000 میلادی

خانواده، نخستین اولویت

Family First

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۴۸۸
سال چاپ
۱۴۰۲
نخستین انتشار
۲٬۰۰۴

درباره کتاب

۵ دقیقه

«خانواده نخستین اولویت» نوشته فیل مک گراو را می توان یکی از نمونه های شاخص ورود زبان مدیریت به قلمرو خانواده دانست؛ اثری که در ظاهر می خواهد والدین را از سردرگمی نجات دهد، اما در لایه ای عمیق تر، خانه را به فضایی برای برنامه ریزی، کنترل، ارزیابی و اصلاح رفتار تبدیل می کند. مک گراو با طرح برنامه ای گام به گام برای ساختن یک خانواده «فوق العاده»، از همان ابتدا فرض می گیرد که بحران خانوادگی بیش از آنکه حاصل فشارهای اجتماعی، اقتصادی یا تاریخی باشد، نتیجه فقدان رهبری قاطع در درون خانه است. به همین دلیل، راه حل او نیز نه فهم پیچیدگی روابط انسانی، بلکه تبدیل والد به مدیر اجرایی یک سیستم عاطفی است؛ مدیری که باید ارزش ها را تعیین کند، قوانین را تثبیت کند، پیامدها را کنترل کند و از مسیر مطلوب خانواده مراقبت نماید. این کتاب در بستر فرهنگ خودیاری آمریکایی و روان شناسی عامه پسند قابل فهم است؛ فرهنگی که با زبان اطمینان، سرعت و نتیجه سخن می گوید و کمتر حوصله ابهام های کند و رنج آور زندگی را دارد. در چنین فضایی، والد مضطرب با وعده ای جذاب روبه رو می شود: اگر برنامه را درست اجرا کند، می تواند نظم ازدست رفته را به خانه بازگرداند. این وعده از نظر روانی آرامش بخش است، زیرا به جای مواجهه با آشفتگی های عمیق رابطه، مجموعه ای از مراحل روشن پیش روی خواننده می گذارد. اما همین وضوح، وجه مسئله دار کتاب را شکل می دهد. مک گراو چنان بر مسئولیت فردی والد تأکید می کند که گویی خانواده در خلأ زندگی می کند و از فشار کار، فقر، رسانه، تنهایی شهری، ناامنی اقتصادی و فرسودگی عاطفی اثر نمی پذیرد. سوژه والدانه در اینجا همزمان قدرتمند و تنهاست: قدرتمند چون همه چیز به اراده او نسبت داده می شود، و تنها چون هیچ ساختاری در مسئولیت بحران با او شریک نیست. محتوای کتاب بر ایده رهبری والدین، تعیین نظام ارزشی، شناخت عوامل مخرب خانواده و ساختن نوعی میراث خانوادگی استوار است. مک گراو از والدین می خواهد منفعل نباشند و اجازه ندهند نیروهای بیرونی بیش از آن ها بر فرزندان اثر بگذارند. این توصیه در سطحی عملی می تواند مفید باشد، زیرا بسیاری از خانواده ها واقعا از نبود مرز، ناهماهنگی و سردرگمی رنج می برند. با این حال، مسئله از جایی آغاز می شود که رابطه انسانی به میدان اعمال راهبرد بدل می شود. کودک دیگر فقط یک دیگری زنده، مبهم و در حال شدن نیست؛ بلکه به موجودی تبدیل می شود که باید ورودی ها، واکنش ها و خروجی های رفتاری اش تنظیم شود. عشق نیز از یک تجربه آزاد و آسیب پذیر، به ابزاری برای تثبیت ساختار تربیتی نزدیک می شود. از نظر ساختاری، کتاب با لحن قاطع، مستقیم و راه حل محور نوشته شده است. پرسش نامه ها، فهرست ها، برنامه های عملیاتی و توصیه های مرحله ای، به متن حالتی شبیه دفترچه مدیریت بحران می دهند. این فرم، صرفا انتخابی سبکی نیست؛ جهان بینی کتاب را آشکار می کند. در جهان مک گراو، مشکل باید نام گذاری، طبقه بندی و مهار شود. ابهام جای کمی دارد و تعارض، بیشتر اختلالی در عملکرد سیستم تلقی می شود تا بخشی از حقیقت رابطه. چنین ساختاری به والد حس تسلط می دهد، اما همزمان او را وارد اضطرابی تازه می کند: اگر خانواده هنوز آشفته است، یعنی برنامه را درست اجرا نکرده ای. به این ترتیب، کتاب در حالی که می خواهد از والد حمایت کند، بار اخلاقی و روانی سنگینی نیز بر دوش او می گذارد. اهمیت انتقادی «خانواده نخستین اولویت» در همین دوگانگی نهفته است. اثر از یک سو ابزارهایی کاربردی برای سامان دادن به زندگی روزمره عرضه می کند و نمی توان این وجه عملی را نادیده گرفت. بسیاری از خانواده ها نیازمند قانون، ثبات و گفت وگوی روشن اند. اما از سوی دیگر، وقتی این ابزارها به منطق مسلط رابطه تبدیل شوند، خانواده از فضایی برای زیستن به دستگاهی برای تولید رفتار مطلوب بدل می شود. عاملیت والد، که باید امکان فهم، تحمل و گفت وگو را گسترش دهد، به قدرت کنترل فروکاسته می شود. فرزند نیز به جای آنکه در مقام سوژه ای در حال شکل گیری دیده شود، در معرض مهندسی مداوم قرار می گیرد. کتاب مک گراو شاید برای خانه های آشفته نقشه ای سریع فراهم کند، اما هر نقشه ای بخشی از سرزمین را حذف می کند. آنچه در این نقشه کم رنگ می شود، لرزش های کوچک زندگی است: سکوتی که نیاز به دستور ندارد، خطایی که باید فهمیده شود نه فورا اصلاح، و گفت وگویی که مقصدش از پیش معلوم نیست. خانه اگر فقط درست کار کند، هنوز خانه نشده است. خانه زمانی زنده می ماند که گاهی از برنامه بیرون بزند، وقتی کسی در میانه نظم چیده شده، بی اجازه اشک بریزد، بخندد، سوال کند، یا برای لحظه ای هیچ نقشی را بازی نکند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه