
ریگ جن
مهدی زارع (1360)
Khaharam Joshan
رادار صدایم می کند. می روم پای صفحه رادار. نمی شنوم از رادار چه می گویند. می بینم. نقطه تپنده ناو عراقی به سرعت شانزده گره رسیده و حالا روی رادار دو تکه شده. تمام نقشه های ذهنی ام به هم می ریزد. دو ناو بودند از اولش نزدیک به هم حرکت می کردند و حالا که سرعتشان زیاد شده، موج آن هارا ازهم جدا کرده و چیزی نمانده از موقعیت روبه روی من بگذرند و اگر من کاری نکنم، یکی شان حتما کشتی هارا می زند و بعدش معلوم نیست چه کاری باید کرد. دیر بجنبم حرکت من را هم تشخیص می دهندو خودم را هم می زنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت