
ندای کوهستان
خالد حسینی
Gate of the Sun
سمیح مدام از رویای خود می گفت؛ نوشتن کتابی که نه اول داشته باشد و نه آخر. می گفت حماسه. می گفت: «حماسه ی مردم فلسطین» و از این می گفت که کتاب را با جزئیات اخراج بزرگ ۱۹۴۸ شروع خواهد کرد. گفت: «ما تاریخمان را نمی شناسیم. باید داستان های هر روستا را جمع کنیم تا روستاها در حافظه مان زنده بمانند. »
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت