ادبیات داستانیادبیات معاصرداستان تریلر+۲ مورد

ردپای هیچکس

Radepaye Hichkas

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۲۵۶
سال چاپ
۱۴۰۰
نخستین انتشار
۲٬۰۲۱

درباره کتاب

۱ دقیقه

لحظه ای که ویلیام شکسپیر به آسمان مه آلود لندن نگریست و نوشـت: بودن یا نبودن، شاید روزی از روزهای ایران را می دید. شاید شهری به نام تهران را به جا می آورد. روزهای دوگانگی؛ رفتن یا نرفتن، جای خیلی ها خالی ست و حواس مان نیست. تهی شده ایم. آدمها اغلب خواهر و برادر ندارند. مجرد مانده اند. کسی سراغ کسی را نمی گیرد. شغل های بسیاری بی صاحب شده اند. عده ای با خیال راحت کوچ می کنند به کشوری دیگر و عده ای همین جا میمانند؛ بی خیال، راحت. هر دو گروه در آرزوی اقامتگاهی دائم و یا شاید بهترین تدفین گاه هستند، پیکرهایی بی روح، توخالی؛ ارواح شان در کالبد پرنده های مهاجر، بستری متراکم از ابرهای سیاه و سفید را سیر می کنند. می روند و می آیند؛ یک جا نمی مانند. قرن ها پیش «هیچکس» نبود تا رمزگشایی کند از جمله ی دیگری که ویلیام شکسپیر نوشت: این خنجری است که من از قبل می بینم...

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه