ادبیات معاصرادبیات واقع گرایانهادبیات ایران

رویت سعیده

Ro'yat Elahi

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۲۰۰
سال چاپ
۱۴۰۴

درباره کتاب

۴ دقیقه

رویت سعیده سومین جلد از مجموعۀ «به روایت هیوبرت دریفوس» است که در آن زانیار ابراهیمی شرح دریفوس بر کمدی الهی را روایت می کند. دریفوس به تبع هایدگر آثار هنری را به دو دسته تقسیم می کند: آن ها که شعر زمانۀ عسرت اند و آن ها که فرهنگی را گرد خود به درخشیدن وامی دارند و به معنای دقیق کلمه اثر هنری اند. در دو جلد قبل (مرا اسماعیل صدا کن و دلدادۀ زمین) به دو اثر هنری در معنای نخست پرداخته شد. دریفوس با ارجاع به هایدگر که هولدرلین را شاعر زمانۀ عسرت آلمان خوانده بود، صراحتا موبی دیک را شعر زمانۀ عسرت آمریکا می خواند؛ به همین منوال می توان برادران کارامازوف را شعر زمانۀ عسرت روسیه دانست. اما کمدی الهی دانته دقیقا در مقابل این دو اثر قرار دارد، چرا که منسجم ترین بیان ورود به آنتوتئولوژی در قرون وسطی است و به همین دلیل دریفوس آن را در زمرۀ آثار هنری قرار می دهد، نه اشعار زمانۀ عسرت. در یک جمع بندی کوتاه می توان گفت که اگر شعرهای زمانۀ عسرت، راه خروج را نشان می دهند، آثار هنری دروازۀ ورود به یک فرهنگ و یک شیوۀ خاص از بودن اند. نمونه ای از همین آراستن در باب خود کمدی الهی رخ می دهد. دانته اثر خود را در ابتدا صرفا کمدی نامیده بود، اما پس از گذشت سه قرن، اجتماع زنده ای که حول آن اثر می زیستند، قداستی به آن بخشیدند که در کلمۀ الهی متجلی شد. دریفوس شرحش را از ظهور مسیح در مقام خدای شاغل به بازپیکربندی و حواریون و رسولان در تقلای مفصل بندی عرضه می کند. او از مسیح و چگونگی گذار از یهودیت به مسیحیت شروع می کند، به یوحنا و پولس می رسد، در مسیر خود به آگوستین افلاطونی مآب برمی جهد، سپس از رخداد ترجمۀ آثار ارسطو از عربی به لاتین نام می برد و مسیر شرحش را با مهم ترین مفصل بندی های فلسفی و ادبی مسیحیت ارسطومآب (جامع الهیات و کمدی الهی) پایان می دهد. رویت سعیده سومین جلد از مجموعۀ «به روایت هیوبرت دریفوس» است که در آن زانیار ابراهیمی شرح دریفوس بر کمدی الهی را روایت می کند. دریفوس به تبع هایدگر آثار هنری را به دو دسته تقسیم می کند: آن ها که شعر زمانۀ عسرت اند و آن ها که فرهنگی را گرد خود به درخشیدن وامی دارند و به معنای دقیق کلمه اثر هنری اند. در دو جلد قبل (مرا اسماعیل صدا کن و دلدادۀ زمین) به دو اثر هنری در معنای نخست پرداخته شد. دریفوس با ارجاع به هایدگر که هولدرلین را شاعر زمانۀ عسرت آلمان خوانده بود، صراحتا موبی دیک را شعر زمانۀ عسرت آمریکا می خواند؛ به همین منوال می توان برادران کارامازوف را شعر زمانۀ عسرت روسیه دانست. اما کمدی الهی دانته دقیقا در مقابل این دو اثر قرار دارد، چرا که منسجم ترین بیان ورود به آنتوتئولوژی در قرون وسطی است و به همین دلیل دریفوس آن را در زمرۀ آثار هنری قرار می دهد، نه اشعار زمانۀ عسرت. در یک جمع بندی کوتاه می توان گفت که اگر شعرهای زمانۀ عسرت، راه خروج را نشان می دهند، آثار هنری دروازۀ ورود به یک فرهنگ و یک شیوۀ خاص از بودن اند. نمونه ای از همین آراستن در باب خود کمدی الهی رخ می دهد. دانته اثر خود را در ابتدا صرفا کمدی نامیده بود، اما پس از گذشت سه قرن، اجتماع زنده ای که حول آن اثر می زیستند، قداستی به آن بخشیدند که در کلمۀ الهی متجلی شد. دریفوس شرحش را از ظهور مسیح در مقام خدای شاغل به بازپیکربندی و حواریون و رسولان در تقلای مفصل بندی عرضه می کند. او از مسیح و چگونگی گذار از یهودیت به مسیحیت شروع می کند، به یوحنا و پولس می رسد، در مسیر خود به آگوستین افلاطونی مآب برمی جهد، سپس از رخداد ترجمۀ آثار ارسطو از عربی به لاتین نام می برد و مسیر شرحش را با مهم ترین مفصل بندی های فلسفی و ادبی مسیحیت ارسطومآب (جامع الهیات و کمدی الهی) پایان می دهد.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه