
رنگ ها
محبوبه میرقدیری
A laughter sat on their lips
در این مجموعه سیزده داستان کوتاه جمع آمده که دهمین آن "روی لب هاشان خنده بود "نام دارد. راوی داستان دختر جوانی است به نام "فاطمه" که برای تدریس درس ریاضی به "مهری" نوه خاله اش، به منزل آنها رفته است. در حین تدریس، تصاویری از تلویزیون پخش می شود که مربوط به عملیات جنگ تحمیلی در رودخانه کارون است. پس از پخش این تصاویر خاله فاطمه دگرگون می شود و فاطمه درمی یابد که او فرزند خود را که پدر مهری است و در همان عملیات شهید شده به یاد آورده است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت