
هدایت سوم
سید حمید سجادی منش
facing the river of memory
طمراس! با ما سخن بگو پیش از آنکه این گودال کوچک تو را از ما دور کند. برخیز! پدرت را در آغوش بکش تا اشک هایش گونه هایت را خیس کند و مادرت را آن دورتر به تو نشان دهد که نمی خواهد آرام بگیرد! بلند شو برای آخرین بار دخترانت را ببین. ببین که نسیم ملایم اردیبهشت شیراز چگونه موهای طلایی شان را به بازی گرفته است. دختر کوچکت را ببین که هیچ چیز از رفتن تو نمیداند و از پی نوازشی روی دوش زنی به خواب رفته است. (برگرفته از متن ناشر) طمراس! با ما سخن بگو پیش از آنکه این گودال کوچک تو را از ما دور کند. برخیز! پدرت را در آغوش بکش تا اشک هایش گونه هایت را خیس کند و مادرت را آن دورتر به تو نشان دهد که نمی خواهد آرام بگیرد! بلند شو برای آخرین بار دخترانت را ببین. ببین که نسیم ملایم اردیبهشت شیراز چگونه موهای طلایی شان را به بازی گرفته است. دختر کوچکت را ببین که هیچ چیز از رفتن تو نمیداند و از پی نوازشی روی دوش زنی به خواب رفته است. (برگرفته از متن ناشر)
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت