
شوکران نوشی من
وودی آلن
Riverside drive
«رایورساید درایو» نمایشنامه ای تک پرده ای از وودی آلن است که نخستین بار در سال ۲۰۰۳ اجرا شد و بعدها در کنار چند نمایشنامه کوتاه دیگر او منتشر شد. این اثر در مقایسه با فیلم های مشهور آلن، فضایی بسیار محدودتر و ساده تر دارد، اما همین محدودیت به نقطه قوت آن تبدیل می شود. تقریبا تمام ماجرا روی نیمکتی در پارک ریورساید منهتن می گذرد؛ جایی معمولی، آرام و شهری که به تدریج به صحنه ای برای آشکار شدن اضطراب ها، دروغ ها، توهم ها و زخم های پنهان شخصیت ها تبدیل می شود. آلن در این نمایش نشان می دهد که برای ساختن تنش نمایشی، همیشه به حادثه های بزرگ و صحنه های پرتحرک نیاز نیست؛ گاهی یک گفت وگوی طولانی میان دو نفر کافی است تا مرز میان واقعیت و خیال فرو بریزد. داستان با جیم سوین آغاز می شود؛ فیلم نامه نویسی موفق، عصبی و تا حدی خودشیفته که در پارک منتظر معشوقه اش است. او قرار است درباره پایان دادن به رابطه پنهانی خود با او صحبت کند، اما پیش از آنکه زن از راه برسد، مردی بی خانمان به نام فرد ساویج کنار او می نشیند و مکالمه ای ظاهرا بی اهمیت را شروع می کند. در ابتدا به نظر می رسد فرد فقط یکی از همان آدم های حاشیه ای شهر است که با حرف های پراکنده و نامنسجم مزاحم خلوت دیگران می شود. اما گفت وگو خیلی زود مسیر خطرناک تری پیدا می کند. فرد ادعا می کند که جیم سال ها پیش ایده یکی از فیلم های موفقش را از او دزدیده و از این راه به شهرت و ثروت رسیده است. این ادعا، هرچند ممکن است ناشی از پریشانی روانی فرد باشد، آرامش ظاهری جیم را به هم می زند و نمایش را وارد قلمرو تردید می کند. وودی آلن در «رایورساید درایو» با یکی از دغدغه های همیشگی خود بازی می کند: اینکه انسان تا چه اندازه خودش را می شناسد و تا چه اندازه تصویری که از خود ساخته، بر پایه انکار و فریب است. جیم در ظاهر مردی موفق و متمدن است، اما در برخورد با فرد، لایه های دیگری از شخصیت او آشکار می شود؛ ترس، خودخواهی، میل به کنترل و ناتوانی در پذیرش مسئولیت. از سوی دیگر، فرد شخصیتی آشفته، پارانویید و آسیب دیده دارد، اما همین آشفتگی باعث نمی شود سخنانش کاملا بی اعتبار باشد. نمایش دقیقا از همین ابهام نیرو می گیرد. مخاطب نمی تواند با اطمینان بگوید فرد دیوانه ای دروغ گوست یا قربانی ای است که حقیقتی تلخ را با زبانی نامنظم بیان می کند. طنز در این اثر نقش مهمی دارد. آلن حتی وقتی درباره خیانت، قتل، بیماری روانی، سرقت فکری و بحران اخلاقی حرف می زند، زبان کمیک خود را حفظ می کند. دیالوگ ها سریع، عصبی و پر از کنایه اند و شخصیت ها اغلب در موقعیت هایی مضحک گرفتار می شوند. اما این خنده هیچ وقت کاملا سبک و آسوده نیست. تماشاگر ممکن است به واکنش های جیم یا حرف های عجیب فرد بخندد، اما پشت این خنده، نوعی تلخی باقی می ماند. طنز آلن در اینجا وسیله ای برای پنهان کردن تاریکی نیست، بلکه راهی است برای نشان دادن اینکه انسان ها حتی در لحظه های بحرانی نیز می توانند مضحک، خودفریب و درمانده باشند. از نظر ساختاری، «رایورساید درایو» به نمایشنامه هایی شباهت دارد که تنش خود را از برخورد دو غریبه در مکانی عمومی می سازند. بسیاری از منتقدان آن را با «داستان باغ وحش» اثر ادوارد آلبی مقایسه کرده اند؛ در هر دو اثر، نیمکتی در پارک به محل رویارویی دو جهان متفاوت تبدیل می شود. با این حال، آلن مسیر خاص خود را می رود. او به جای تراژدی مستقیم، از طنز، بدبینی و بازی ذهنی استفاده می کند. فضای نمایش مدام میان واقعیت و توهم در نوسان است و همین ناپایداری باعث می شود مخاطب نه فقط درباره شخصیت ها، بلکه درباره مفهوم حقیقت نیز دچار پرسش شود. یکی از لایه های مهم نمایش، مسئله خلاقیت و مالکیت فکری است. فرد باور دارد که جیم ایده او را دزدیده و جامعه نیز چون جیم موفق و مشهور است، این دزدی را نادیده گرفته است. این ادعا پرسشی جدی مطرح می کند: آیا خلاقیت همیشه کاملا شخصی و اصیل است، یا هنرمند ناخواسته از زندگی، رنج و ایده های دیگران تغذیه می کند؟ آلن پاسخ قطعی نمی دهد، اما نشان می دهد موفقیت هنری گاهی می تواند با احساس گناه، سوءاستفاده و حذف صدای ضعیف تر همراه باشد. در نهایت، «رایورساید درایو» اثری کوچک از نظر صحنه و تعداد شخصیت ها، اما پرتنش از نظر روانی و اخلاقی است. این نمایشنامه نشان می دهد که وودی آلن حتی بیرون از سینما نیز توانایی خلق موقعیت هایی را دارد که هم سرگرم کننده اند و هم آزاردهنده. پارک ریورساید در این اثر فقط یک مکان شهری نیست؛ آینه ای است که شخصیت ها در آن با ترس ها و دروغ های خود روبه رو می شوند. نتیجه مهم نمایش این است که گاهی تهدید اصلی از بیرون نمی آید، بلکه از گذشته ای می آید که انکار شده، از گناهی که نام گذاری نشده و از ذهنی که دیگر نمی تواند میا
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت