ادبیات داستانیادبیات معاصرادبیات ایران+۱ مورد

زاهو

Zaho

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۶۸۰
سال چاپ
۱۴۰۴
نخستین انتشار
۲٬۰۲۱

درباره کتاب

۲ دقیقه

انگار کوه کنده باشم. سنگ شکسته باشم. اسبی نبود. راهی نبود. خانه ای نبود. توی دشتی داغ، ولو شده بودم توی تن گر گرفته ی کوره ی آتش که آتش دان اش پیدا نبود. دستم را چرخاندم روی سینه ی نرم مناچالان که هشتاد اسب قشقه در آن تاخته بودند. قلبم از سینه ام بیرون می زد. بچه شدم. کوچک شدم. میل کردم به خوابیدن توی آغوش زمین که دیگر برایم مهم نبود مناچالان است یا میلک. چشمانش پناه ام داده بود؛ آرام و راضی. آدمی خیلی هنر کند پنج روز زندگی را می بیند؛ می آید و می چرخد و عاشق می شود و زندگی می کند و بعد می رود. و جز عاشقی، از آدمی در این بودن، نمی ماند که به قول کربلایی محمدقلی «آدم نشان ام بدهید که این راه را نرفته باشد. »زاهو یک قصه نیست، قصه ی هزارقصه ی زندگی است در متن پنج روزی که آدمی دیده. زاهو، داستان گنجی است که تا به دنبال اش راه نیفتی، خودش را به تو نشان نمی دهد. همه ی ما زندگی مان پر است از قصه و کیست که حوصله کند و لحظه به لحظه اش را برای آب ها تعریف کند. اگر آدم آب و زمین و آسمان و عشق هستید و اسب خیالات تان آماده ی تاختن است، همراه شوید و این پنج روز را بخوانید.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه