ادبیات معاصرداستان روانشناسانهادبیات واقع گرایانه+۲ مورد

زندگی اشتباه

Yanlış Hayat Doğru Yaşanmaz

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۴۱
سال چاپ
۱۴۰۱
نخستین انتشار
۲٬۰۲۱

درباره کتاب

۳ دقیقه

کتاب «زندگی اشتباه» نوشته ی اتهم امین نموتلو یک روایت روان شناختی-اجتماعی است که روی مرز باریک بین داستان واقعی و تحلیل ذهن انسان حرکت می کند. محور اصلی کتاب زندگی زنی به نام هاسرت کورتولوش است؛ زنی که اعتیاد به مواد مخدر، تجربه ی زندان و یک پرونده ی قتل همسر را پشت سر گذاشته و در نقطه ای از زندگی قرار دارد که دیگر هیچ چیز برایش شبیه «ادامه دادن» نیست. شروع روایت از جایی است که او بعد از یک تلاش ناموفق برای خودکشی دوباره وارد فضای درمان می شود، اما این بار برخورد او با روانشناس، شکل متفاوتی به داستان می دهد. افه تاشچی، روانشناسی که برای اولین بار با یک زندانی در فضای زندان کار می کند، وارد مسیری می شود که از یک گفت وگوی ساده فراتر می رود و تبدیل به مواجهه ای مستقیم با یک زندگی فروریخته می شود. هسته ی اصلی کتاب روی گفت وگوهای هاسرت بنا شده است. او گذشته اش را نه به شکل یک روایت منظم، بلکه به صورت تکه تکه و پرش دار تعریف می کند؛ انگار ذهنی که سال ها زیر فشار اعتیاد، خشونت خانگی و بی ثباتی روانی بوده، حالا فقط می تواند خاطره ها را در لحظه های کوتاه بیرون بریزد. کودکی، روابط خانوادگی، ازدواج و سال های زندان، همه در هم تنیده اند و هیچ خط زمانی دقیقی ندارند که این بی نظمی روایی اتفاقی نیست؛ خودش بخشی از تجربه ی روانی شخصیت است. عنوان کتاب هم از همین نقطه معنا پیدا می کند؛ «زندگی اشتباه» اشاره به مجموعه ای از انتخاب ها و شرایطی دارد که به ظاهر به بن بست رسیده اند، جایی که فرد احساس می کند حتی اگر بخواهد هم نمی تواند به یک زندگی «درست» برگردد. در کنار روایت هاسرت، حضور روانشناس فقط نقش درمانگر کلاسیک ندارد. بیشتر شبیه یک ناظر درگیر است که کم کم خودش هم وارد فضای ذهنی بیمار می شود. گفت وگوهای بین آن ها از قالب پرسش و پاسخ ساده خارج می شود و به نوعی بازخوانی تجربه ی انسانی تبدیل می گردد؛ تجربه ای که در آن سوال اصلی این نیست که «چه باید کرد»، بلکه این است که «چطور به این نقطه رسیدیم». فضای کلی کتاب بین دو قطب امید و فروپاشی در حرکت است، اما هیچ وقت به سمت یک پایان قطعی نمی رود. زندان، گذشته ی سنگین شخصیت اصلی و تجربه های تکرارشونده ی شکست، مدام در متن حضور دارند، اما گفت وگو با روانشناس نوعی امکان تغییر را هم مطرح می کند؛ نه به شکل یک تحول ناگهانی، بلکه به صورت یک توقف کوتاه در مسیر سقوط. این کتاب بیشتر درباره ی این است که انسان چطور در دل شرایط اجتماعی، انتخاب های فردی و آسیب های روانی به نقطه ای می رسد که زندگی اش را «اشتباه» می بیند و این که آیا در همان نقطه ی بسته هم هنوز امکان فهمیدن، گفت وگو کردن و شاید تغییر تدریجی وجود دارد یا نه.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه