بازگشت به صفحه کتاب
سعدی

همه‌ی تکه‌های «سعدی»

سعدی

تکه‌های کتاب

۴ تکه

تا رنج تحمل نکنی، گنج نبینی تا شب نرود، صبح پدیدار نباشد

شرط عقل است که مردم بگریزند از تیر من گر از دست تو باشد مژه بر هم نزنم‌

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

شربتی تلخ‌تر از زهرِ فراقت باید تا کند لذتِ وصلِ تو فراموش مرا‌