من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

سعدی
تکههای کتاباثر سعدی
۶ تکه منتشر شده
تکههای کتاب
۶ تکهکاروانی شکر از مصر به شیراز آید اگر آن یار سفر کردهٔ ما بازآید
تا رنج تحمل نکنی، گنج نبینی تا شب نرود، صبح پدیدار نباشد
شرط عقل است که مردم بگریزند از تیر من گر از دست تو باشد مژه بر هم نزنم
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
شربتی تلختر از زهرِ فراقت باید تا کند لذتِ وصلِ تو فراموش مرا

