
نفت!
آپتون سینکلر
The Jungle
برای نویسنده ای که مجلۀ تایم درباره اش نوشته بود: «مردی که همه چیز به ما داد، جز شوخ طبعی و سکوت»، نوشتن یکی از بزرگ ترین متن های تاریخ ادبیات، آن هم در 25 سالگی، چیز عجیبی نیست. آپتون سینکلر را شاید بتوان تنها نویسنده ای دانست که با نوشتن و انتشار رمان، جهان را تغییر داده است؛ سلاخ خانۀ شیکاگو(جنگل) در سال انتشارش – 1906 – چنان بلوایی در ایالات متحده به پا کرد که تئودور روزولت(بیست وششمین رئیس جمهور امریکا) دستور تأسیس سازمان غذا و دارو(FDA) را صادر کرد! کتابی که با محوریت داستان زندگی دهشتناک کارگران مهاجر لیتوانیایی تبار در کشتارگاه های شیکاگو، زندگی امریکایی را در لایه های زیرین و دور از دسترس اش روایت کرد و به مردم و دولت فهماند که به خاطر سلامتی جسم و جان خودتان و قلبی که در سینه دارید، نباید سکوت کنید. رمان سلاخ خانۀ شیکاگو(جنگل) صد و اندی سال پس از انتشارش، هم چنان آینه ای است رو به همۀ ما برای درک اهمیت ادبیات، روشنفکر متعهد و ایستادن بر سر عمیق ترین و اصیل ترین ارزش های اخلاق انسانی.
نکوداشت های این کتاب نیز بر رمان «جنگل» اثر آپتون سینکلر در سال 1905-1906 منتشر شد. موضوع کتاب سینکلر استثمار کارگران، به ویژه کارگران مهاجر به دست تراست های بسته بندی گوشت در شیکاگو بود. جنگل محنت های یک خانواده لیتوانیایی را باز می گفت که زنانش به هرزگی رانده می شوند، کودکانش در کارخانه ها یا خیابان ها می میرند و مردانش با کار زیاد، گرسنگی و میخوارگی از پا در می آیند. بخش کوچکی از داستان به وضع غیربهداشتی صنعت بسته بندی گوشت و نادیده گرفتن مقررات بهداشتی می پرداخت و همین قسمت بود که به مراتب بیشترین توجه مردم را به خود اختصاص داد. پس از انتشار کتاب ناگهان طوفاتی از انتقاد برخاست و فروش گوشت کاهش یافت. شخصیت مشهور آمریکایی، آقای دالی اعلام کرد که همراه رئیس جمهور گیاهخوار شده است. همچنانکه سینکلر بعدها گفت: «من قلب مردم را هدف گرفتم ولی تصادفا به شکم زدم. قصدم این بود که کشور را با تصویری از آنچه اربابان صنایع بر سر قربانیان خود می آورند به وحشت اندازم. کاملا تصادفی بود که به کشف دیگری برخوردم یعنی چیزی که آنها برای تهیه گوشت جهان متمدن بدان دست می آلودند. » در هر حال کتاب یک اثر فوری داشت و آن تصویب «قانون عدم تقلب در مواد غذایی و دارو» توسط کنگره آمریکا بود که شاید تنها دستاورد بی گفتگوی «افشاگران» به شمار می آمد. جالب است که رمان آپتون سینکلر را با رمان کارگری دیگری که در همان زمان نوشته شد ولی تا 1914 مجال انتشار نیافت، یعنی «بشردوستان ژنده پوش» اثر رابرت تره سل، نویسنده ایرلندی مقایسه کنیم. موضوع های عمده ای که هر دو رمان درباره شان بحث می کنند، تقریبا یکسانند: سریعتر شدن کار، تلاش پیوسته کارفرمایان از کارگران ماهر مسن و کاهش مزد آنان و استخدام کارگران غیرماهر جوان، بی اعتنایی نسبت به بهداشت و شرایط ایمنی کارگران، سلطه سیاست های فاسد محلی توسط کارفرمایان، تلاش کارگران برای سازمان دادن اتحادیه های کارگری و مخالفت خشونت آمیز با کارفرمایان. ولی در شهر انگلیسی که تره سل دست به توصیف آن زده، از بیرحمی و خشونت زندگی صنعتی شیکاگو اثری نیست، همچنانکه حالت خوردکننده و نومیدانه مبارزه کارگری نیز حاکم نیست. قهرمان جنگل سرانجام به سوسیالیست ها می پیوندد و در پایان رمان به یک سخنران گوش می دهد که می گوید: «آنگاه جنبشی آغاز خواهد شد که هرگز نمی توان مهارش کرد؛ مدّی شروع خواهد شد که تا به طوفان سخت و غیرقابل مقاومتی تبدیل نگردد فرو نخواهد نشست. کارگران متحد و خشمگین شیکاگو در زیر پرچم ما گرد خواهند آمد. ما آنها را سازمان خواهیم داد؛ شیکاگو از آن ما خواهد بود !....» با وجود این احساس نهایی خواننده بیشتر به فریاد مقاومت و نومیدی نزدیک است تا امید. چنین تفاوتی میان این دو رمان، تا آنجا که می توان به روشنی از دیدگاه مساعد زمان حاضر بدان نگریست، به درستی تفاوت دو جامعه را منعکس می سازد: جامعه ای که در آن در اوج جنبش کارگری بنیاد استواری برای انتقاد اجتماعی منسجم وجود دارد، و جامعه ای که در آن چنین بنیادی نیست و انتقاد حالتی پاره پاره و پراکنده به خود می گیرد تاکید می کنند.
بخش های برگزیده اثر نیز قدر لحظه های کوتاه شادکامی و دشواری بیان بی واسطه احساسات را برجسته می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت