ادبیات داستانیادبیات معاصردهه 2010 میلادی+۱ مورد

سنگ، سین آخر

Sang

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۲۴۲
سال چاپ
۱۴۰۳
نخستین انتشار
۲٬۰۲۱

درباره کتاب

۱ دقیقه

روی زانو می نشیند و می گوید: «امشب سی ام اسفنده و من هم می خوام باهات روراست باشم. » از روی زمین سیگارش را برمی دارد، پک می زند و دوباره روی سنگ کوچکی می گذارد. سرش را بالا می آورد و می گوید: «قول می دی هر چی امشب شنیدی، فردا، همین که سال نو شد، یادت بره؟ شتر دیدی، ندیدی! چیزی شنیدی، نشنیدی!»

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه