ادبیات داستانیادبیات کلاسیکادبیات آلمان+۱ مورد

سه زن

Three Women

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۵۴
سال چاپ
۱۳۹۴
نخستین انتشار
۱٬۹۲۴

درباره کتاب

۴ دقیقه

کتاب «سه زن» اثر روبرت موزیل، نویسنده ی اتریشی، اصلا شباهتی به داستان های عاشقانه و معمای روابط روزمره ندارد، بلکه روایاتی نسبتا بلند از مواجهه ی مردان با زنانی است که زندگی ذهنی آن ها را به کلی به هم می ریزند. موزیل در سال ۱۹۲۴ سه داستان یعنی «گریجا»، «زن پرتغالی» و «تونکا» را کنار هم منتشر کرد؛ زمانی که خودش هنوز با مفاهیم مهندسی، روان شناسی تجربی و فلسفه درگیر بود. در حقیقت محور اصلی این اثر نه خود رابطه ی زناشویی یا عاطفی، بلکه شوک روانی و فکری شدیدی است که مردان تحصیل کرده، منطقی و ازطبقه مرفه در برخورد با این سه زن تجربه می کنند. زنان این داستان ها موجوداتی پیچیده، خاموش و تا حدی دست نیافتنی هستند که پای مرد داستان را به فضایی مبهم باز می کنند. این جاست که ابزار عقل و مهندسی ذهنی مردان برای تحلیل رفتار آن ها شکست می خورد و تنش اصلی ماجرا شکل می گیرد. در داستان نخست یعنی «گریجا»، مردی به نام هومو که همسر بیمارش را در شهر رها کرده، برای اداره ی پروژه ی معدن به دهکده ای کوهستانی در تیرول می رود و آن جا شیفته ی زنی بومی و روستایی می شود. این رابطه تدریجا او را از واقعیت زندگی شهری و برنامه های قبلی اش جدا می کند؛ انگار ورود به طبیعت بکر و محیط بدوی روستا، لایه های منطقی ذهن او را فرومی ریزد و پایان داستان را به سمتی تراژیک می برد. در داستان دوم به نام «زن پرتغالی»، یک شوالیه و نجیب زاده ی شمالی همسر غریبه ی خود را به قلعه ای سرد و دورافتاده می آورد. جالب این جاست که ارتباط میان آن ها با سکوت، ناتوانی در صحبت و نوعی بیگانگی پیش می رود. شوهر به بیماری مبتلا می شود و با ورود مردی غریبه به متن روایت، شوک و حس شک بر فضا سایه می اندازد، تا جایی که مرز میان وفاداری و پنهان کاری کاملا مخدوش می شود. داستان سوم، «تونکا»، که احتمالا عمیق ترین و معروف ترین بخش مجموعه است، رابطه ی یک مرد جوان اهل علم را با دختری ساده و فقیر روایت می کند. وقتی تونکا باردار و هم زمان بیمار می شود، حساب وکتاب های پزشکی و شواهد منطقی به مرد می گویند که خودش نمی تواند پدر این بچه باشد. از این نقطه به بعد، مرد میان داده های علمی و یقینی که به آن اعتقاد دارد از یک سو، و معصومیت خونسردانه و پاکی بی زبان تونکا از سوی دیگر آویزان می ماند. موزیل نشان می دهد که چطور شک و سوءظن، ساختار عقلانی انسان را از درون متلاشی می کند. این سه داستان با لحنی دقیق، سرد و تحلیل گر نوشته شده اند و به جای پرپرداخت کردن اتفاقات بیرونی، روی سازوکار روانی مردانی تمرکز دارند که در فهم «دیگری» و درک هویت زنانه کاملا ناتوان مانده اند. ارزش واقعی اثر موزیل در همین نگاه تحلیلی به شکاف میان منطق و شهود نهفته است؛ این که ما انسان ها چقدر در ساختن تصویری واقعی از اطرافیانمان عاجز هستیم. متن «سه زن» نه با احساسات گرایی مفرط جلو می رود و نه به دنبال نقد مستقیم جامعه است، بلکه دقیقا همان ایده ای را پیش می برد که موزیل بعدا در شاهکار بزرگش یعنی «مرد بدون خاصیت» بسط داد: تقابل «دقت علمی» با «روح سرکش انسان». خ

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه