
مستقیم تا بهشت
رمضانعلی کاوسی
slaked with thirst
تعداد زیادی اسلحه بی صاحب روی زمین ریخته بود. وضعیت زخمی ها هم خیلی فجیع بود. هیچ کس نبود زیر پروبال آن ها را بگیرد. با التماس به ما می گفتند: «اخوی تو رو به خدا! تو رو به امام زمان، تو رو به فاطمه زهرا، جون مادرت ما رو هم با خودتون ببرین. ما رو اینجا تنها نذارین. » آن هایی هم که نای صحبت کردن نداشتند مثل گل های پرپرشده روی زمین افتاده بودند و با چشمان شان التماس می کردند که تنهای شان نگذاریم. آتش سنگین دشمن اجازه نمی داد به زخمی ها توجه کنیم. دشت به یک جهنم سرخ تبدیل شده بود. (برگرفته از متن ناشر) تعداد زیادی اسلحه بی صاحب روی زمین ریخته بود. وضعیت زخمی ها هم خیلی فجیع بود. هیچ کس نبود زیر پروبال آن ها را بگیرد. با التماس به ما می گفتند: «اخوی تو رو به خدا! تو رو به امام زمان، تو رو به فاطمه زهرا، جون مادرت ما رو هم با خودتون ببرین. ما رو اینجا تنها نذارین. » آن هایی هم که نای صحبت کردن نداشتند مثل گل های پرپرشده روی زمین افتاده بودند و با چشمان شان التماس می کردند که تنهای شان نگذاریم. آتش سنگین دشمن اجازه نمی داد به زخمی ها توجه کنیم. دشت به یک جهنم سرخ تبدیل شده بود. (برگرفته از متن ناشر)
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت