
آدم ما در بالیوود
کریم نیکو نظر
Shat Boyz
«شط بویز» نوشته ی کریم نیکو نظر ناداستانی از مجموعه ی «آورده اند که…» است؛ گزارشی از زندگی اعضای یک گروه موسیقی گم شده. مجموعه ای که دعوتی است به خواندن متن فارسی، بدون دغدغه ی برچسب گذاری، بی هراس از این که بر مرز باریک بین تاریخ و داستان راه برود. همه چیز از تکه ای فیلم شروع می شود؛ ویدئویی بی کیفیت از مصاحبه ای قدیمی با جان لنون که در آن از سفرش به آبادان می گوید و از اجرای یک گروه موسیقی به اسم اپاتان که او را به شدت منقلب کرده است. این جاست که شاخک های راوی تیز می شود: چی؟ جان لنون؟ آبادان؟ گروه اپاتان؟ این قدری می داند که اپاتان از نام های قدیمی آبادان است اما گروه موسیقی ای با چنین نامی برایش آشنا نیست. کل کتاب شط بویز ماجرای کنکاش راوی برای پاسخ به همین پرسش است. قصه ای که از دهه ی سی خورشیدی شروع می شود و تا آبادان ۱۴۰۱ گره کوره هایش باز نمی شوند. راوی دست خواننده را می گیرد و او را در سفرش برای کشف رمز این گروه گم شده در هزارتوی تاریخ ایران همراه می کند. به هر دری می زند تا ته وتوی این گروه را دربیاورد. اول در اینترنت جست وجو می کند و بعد می رود سراغ آرشیو. در آرشیو شرکت نفت در آبادان سرنخ های اولیه پیدا می شوند و می فهمد گویا گروه راک چهارنفره ای به این نام در دهه ی چهل در باشگاه های شرکت نفت اجراهایی داشته اند. اعضای گروه این ها هستند: پرویز شاکری (ملقب به «پرویز هیپی»، خواننده و نوازنده ی عود و گیتار)، بهمن دریایی (ملقب به «ملوان»، کوبه ای)، رازمیک دردریان (ملقب به «رازی»، گیتار) و قاسم نوری (پیانو). این ها هم مدرسه ای هایی در آبادان دهه ی سی بوده اند که با هم گروه موسیقی شط بویز را ساخته اند. شط بویز یک بار به خاطر سربازی اعضا، از هم می پاشد و وقتی که دوباره دور هم جمع می شوند به اپاتان تغییر نام می دهد. بالاخره راوی، «رازمیک دردیان» را پیدا می کند، پیرمردی که ایران نیست اما حاضر به گفت وگو می شود. از سرنخ های رازمیک تا بایگانی اسناد دورریخته شده ی شرکت نفت، از لابه لای حرف های قدیمی های آبادان تا نامه نگاری های ساواک، راوی قطعات پازل را کنار هم می چیند و می فهمد مثلا پرویز هیپی یک بار می خواسته توی آب شهر روانگردان بریزد تا ملت شاد شوند و از رخوت دربیایند، پشت به حضّار اجرا می کرده، گویا رفته کوبا و آموزش چریکی هم دیده بوده. از سال ۱۳۵۴ بعضی از اعضای گروه درگیر سیاست می شوند و می روند زیر ذره بین ساواک. اعضای اپاتان در شب ۲۸ مرداد سال ۱۳۵۶، در شبی که قرار بود اجرای مناسبتی داشته باشند، قصد می کنند که رضا پهلوی را ترور کنند و ماجرای شان پیچیده می شود. شاکری و دریایی متواری می شوند و رازمیک هم برای همیشه از همه شان بی اطلاع می ماند. یکی از اعضا با سینمارکس هم سرنوشت می شود و در ایستگاه های اول از قطار انقلاب پیاده می شود؛ باقی اما با طوفان حوادث انقلاب زندگی شان زیرورو می شود: یکی مهاجرت می کند و دیگری می ماند و... «شط بویز» روایتی جذاب و پرکشش است که خواننده را به سفری دور و دراز می برد از آبادان دهه ی سی تا آبادان 1401 همراه با اتفاقات سیاسی و اجتماعی که در مرز روایتی مستند و داستانی حرکت می کند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت