ادبیات داستانیادبیات ایتالیادهه 1900 میلادی

شوهر من

Cinque romanzi brevi

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۲۰۷
سال چاپ
۱۴۰۳
نخستین انتشار
۱٬۹۶۴

درباره کتاب

۴ دقیقه

کتاب «شوهر من» نوشته ناتالیا گینزبورگ، که نخستین بار در سال ۱۹۶۴ منتشر شد که گزیده ای دقیق و گزینش گرایانه از پنج رمان کوتاه و چند داستان کوتاه تر است که سه دهه از مسیر نویسندگی گینزبورگ را در بر می گیرد، از اوایل دهه ی ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۱. این مجموعه برای خوانندگانی که به دنبال پی گیری تحول لحن ادبی، دغدغه های درونی، و صدای خاص این نویسنده هستند، نقطه ی عزیمت ایده آلی محسوب می شود. در ژانر داستان ادبی، گینزبورگ تلفیقی بدیع از روایت های فشرده ی رمان کوتاه با داستان هایی ارائه می دهد که اغلب با طنین خاطره نگارانه و زیست نامه ای آمیخته اند. لحن کلی اثر آرام، تأمل برانگیز و در عین حال عاطفی است؛ لحنی که با واقع گرایی خانگی درمی آمیزد و از دل روزمرگی، معانی ژرف هستی شناختی برمی کشد. نثر او، به ظاهر ساده، در عمل به غایت دقیق، موجز، و از تزئینات زبانی تهی است؛ تا از طریق حذف هر آن چه زائد است، عاطفه ی خاموش زیر سطح زندگی عادی را نمایان سازد. پنج رمان اصلی کتاب با عناوینی چون «جاده ای که از شهر می گذرد» (۱۹۴۲)، «اینگونه بود» (۱۹۴۷)، «والنتینو» (۱۹۵۷)، «قوس و صدای دلا سرا» (۱۹۶۱) نماینده ی مراحل مختلفی از پختگی ادبی او هستند. این آثار به بررسی موضوعاتی چون جوانی و سرگشتگی، روابط زناشویی ناکام، فریب های عاشقانه و فرسایش تدریجی حیات در بستر اجتماعی می پردازند. در کنار این ها، داستان های کوتاه تری چون غیبت، خانه ی کنار دریا، شوهر من و مادر تنوع لحن و پویایی عاطفی کتاب را غنا می بخشند. در خلاصه ای حساس به افشای داستان، می توان گفت که در جاده ای که از شهر می گذرد، دختر روستایی به دام ازدواجی خالی از عشق می افتد؛ در اینگونه بود، زنی خیانت همسرش را با شلیک گلوله ای به چشمان او پاسخ می دهد؛ والنتینو و قوس به فروپاشی توهمات رمانتیک و بحران های میانسالی می پردازند؛ و صدای دلا سرا با لحنی تراژیک، زوال معنوی و اجتماعی شهری صنعتی را به تصویر می کشد. مضامین کلیدی کتاب، در امتداد آثار دیگر گینزبورگ، شامل وضعیت زن در ساختارهای بسته ی اجتماعی، رکود عاطفی زیست روزمره، تقابل درون و بیرون، و تنش میان میل فردی و سازگاری خاموش با انتظارات جمعی است. در این جا زنان اغلب در سکوتی اخلاقی زندگی می کنند و شورش های کوچک آن ها، بدل به پاره های پرقدرتی از درک عاطفی می شوند که از دل امور پیش پاافتاده برمی خیزد. گینزبورگ به جای خلق شخصیت های نمادین یا دراماتیک، زندگی های روزمره ی افرادی به ظاهر معمولی را بازتاب می دهد: زنان جوان، همسران، کارمندان. روایت ها نه با حادثه، بلکه با احساس انزوا، ناگفته ها، و تضادهای درونی شکل می گیرند. راویان زن اغلب با نوعی آگاهی دردناک اما آرام، بر ویرانی های روحی خود اشراف دارند. استقبال منتقدان از این اثر، به ویژه در میان پژوهشگران ادبیات ایتالیایی، بسیار مثبت بوده است. هرچند لسیکو فامیلیاره هنوز شناخته شده ترین اثر گینزبورگ به شمار می رود، این مجموعه را می توان به عنوان نقطه ی عطفی در مسیر گذار او از نثر پرشور جوانی به روایت هایی موجز، ژرف و خوددار تلقی کرد. خوانندگان و منتقدان به طور خاص بر مهارت او در کنترل عاطفی، صرفه جویی روایی و خلق طنین روان شناختی در قالب هایی کوتاه تأکید کرده اند. در مجموع، «شوهر من» مجموعه ای استادانه است که نه تنها تحول سبک گینزبورگ را نشان می دهد، بلکه تصویری تکان دهنده و بی اغراق از موقعیت زن، آسیب پذیری های روانی، و ساکت ترین اشکال رنج انسانی در قرن بیستم ترسیم می کند. این کتاب نه تنها مدخلی مناسب برای ورود به جهان روایی گینزبورگ، بلکه گواهی است بر قدرت ادبیات در بیان ناگفته ها با صدایی آرام اما ژرف.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه