
بر بنیادهای هستی
آرمان آرین
Ananse
«اینجا، رادیو هجوم!دیشب همه ی کشورهای بازمانده از تغییرات اقلیمی سقوط کردند!این یک هشدار است؛ هرچه سریع تر از پادرازها و کله سیمانی ها فرار کنید!اخبار گسترده ای از قتل های وحشیانه، هجوم گسترده و ایجاد کمپ های برده داری مخابره شده!و اینک، اخبار بازماندگان…»دانیال میان آوارها ایستاده بود و به فهرست بلندبالای کشته شدگان گوش می داد؛ به پیام هایی که از دل ناامیدی شده بودند. «دوستت دارم»هایی که هرگز به زبان نیامده بودند و درخواست های بخششی که هرگز به مقصد نمی رسیدند. او حتی تصورش را هم نمی کرد که روزی در قلب تهران ویران شده بایستد و سرنوشت چند دنیا به تصمیم او و یک پیشگویی هز ه وابسته باشد. دانیال برای یافتن تکه های لوح گم شده و سردرآوردن از راز پیشگویی راهی نداشت جز اینکه به اعماق جهنم برود و برگردد. اما این فقط آغاز ماجراست. وقتی او روی مرز دنیاها حرکت می کند، با جوود و پالیس می جنگد و بار خیانت ها و رفاقت های ازدست رفته را بر دوش می کشد، حقایقی آشکار می شوند که سرنوشت همه را تغییر خواهند داد. «اینجا، رادیو هجوم! دیشب همه ی کشورهای بازمانده از تغییرات اقلیمی سقوط کردند! این یک هشدار است؛ هرچه سریع تر از پادرازها و کله سیمانی ها فرار کنید! اخبار گسترده ای از قتل های وحشیانه، هجوم گسترده و ایجاد کمپ های برده داری مخابره شده! و اینک، اخبار بازماندگان…» دانیال میان آوارها ایستاده بود و به فهرست بلندبالای کشته شدگان گوش می داد؛ به پیام هایی که از دل ناامیدی شده بودند. «دوستت دارم»هایی که هرگز به زبان نیامده بودند و درخواست های بخششی که هرگز به مقصد نمی رسیدند. او حتی تصورش را هم نمی کرد که روزی در قلب تهران ویران شده بایستد و سرنوشت چند دنیا به تصمیم او و یک پیشگویی هز ه وابسته باشد. دانیال برای یافتن تکه های لوح گم شده و سردرآوردن از راز پیشگویی راهی نداشت جز اینکه به اعماق جهنم برود و برگردد. اما این فقط آغاز ماجراست. وقتی او روی مرز دنیاها حرکت می کند، با جوود و پالیس می جنگد و بار خیانت ها و رفاقت های ازدست رفته را بر دوش می کشد، حقایقی آشکار می شوند که سرنوشت همه را تغییر خواهند داد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت