
بانوی پیشگو
مارگارت آتوود
remorse
عذاب وجدان در نگاه اول شاید یک داستان پیش پا افتاده و معمولی به نظر برسد و شبیه یکی از همین داستان های بازاری باشد که درباره مثلث های عاشقانه و عشق های نافرجام نوشته می شوند و به احتمال زیاد در دوران نوجوانی حداقل یکی از آنها را خوانده اید، اما راستش را بخواهید این طوری نیست و عذاب وجدان با اینکه داستانی کلیشه ای دارد اما شیوه ای که نویسنده برای روایت داستان استفاده کرده و همزمان پیش بردن چند داستان موازی با استفاده از چند راوی و زاویه دید مختلف، باعث شده تا کتاب از سطح یک داستان تجاری و معمولی فراتر رود. آلبادسس پدس، نویسنده ایتالیایی کتاب، روایت داستان را برپایه نامه هایی گذاشته که دو دوست با هم در مدت زمانی طولانی رد و بدل می کرده اند و در میان آنها به یادداشت های یک خبرنگار گمنام یک روزنامه پرتیراژ هم سرک کشیده است. همین عامل و قدرت نویسنده در پرداخت شخصیت های اصلی و فرعی داستان و مرتبط کردن آنها با هم، باعث جذابیت کتاب شده که به رغم حجم زیادش خواننده را پس نمی زند. ماجرای آن هم درباره کشمکش درونی و ذهنی زنی است که از زندگی تکراری اش خسته شده و حالا این فرصت را یافته تا زندگی اش را عوض کند. ک... چند دقیقه پیش، همان صدای همیشگی. هر بار با شنیدن آن صدا قلبم فرو می ریزد، درست مثل شبی که از جزیره برگشته بودیم و من داشتم از ترس می مردم که مبادا متوجه شود کسی جلوی در ساختمان، در انتظار من است. با این حال، وقتی تاکسی حرکت کرد، هراسان شده بودم. همان طور که ماتئو رفته رفته از من دور می شد، من نیز حس می کردم که در صحبت کردن با گولیلمو نباید شتابی نشان دهم... حس می کردم که بار دیگر آن عذاب وجدان نامعلوم و همیشگی دارد در قلبم جای می گیرد...
بخش های برگزیده اثر نیز دشواری بیان بی واسطه احساسات را برجسته می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت