ادبیات انگلیسدهه 1980 میلادی

عقل گرایان

The Rationalists

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۳۳۴
سال چاپ
۱۳۹۹
نخستین انتشار
۱٬۹۸۸

درباره کتاب

۳ دقیقه

کتاب «عقل گرایان » نوشته ی جان کاتینگهام، اثری است درباره ی تاریخ فلسفه غرب که به بررسی دقیق آرای سه تن از بزرگ ترین متفکران مکتب عقل گرایی در قرن هفدهم می پردازد: رنه دکارت، باروخ اسپینوزا و گوتفرید ویلهلم لایبنیتس. علاوه بر این سه، نویسنده به فیلسوفانی مانند آردن و مالیبرانش نیز اشاره می کند. هدف کاتینگهام ارائه ی درکی روشن از شباهت ها و تفاوت های این فیلسوفان، و نشان دادن اهمیت اندیشه های آنان برای پرسش های فلسفی که تا به امروز پابرجا مانده اند است. کتاب با بحثی درباره پس زمینه های تاریخی و فلسفی آغاز می شود، به ویژه تغییرات بنیادینی که در قرن هفدهم رخ داد: کنار رفتن تصویر قرون وسطی از جهان، پیدایش انقلاب علمی، تغییر نگرش به جایگاه انسان در طبیعت و شکل گرفتن اعتماد جدید به عقل و روش برای درک دنیا. در این بخش، نویسنده توضیح می دهد که چگونه این تحول ها زمینه را برای ظهور اندیشه ی عقل گرا فراهم کردند. کتاب فصلی دارد که به مسئله ی روش پرداخته است. در این قسمت، نویسنده بررسی می کند که دکارت، اسپینوزا و لایبنیتس چگونه برای ساختن نظام فلسفی شان روش هایی را به کار می برند که بر عقل تکیه دارد. مفاهیمی مانند ایده های فطری، ضرورت منطقی و استفاده از تحلیل و ترکیب در روش فلسفی این متفکران، شرح داده می شود. فصل دیگری به بحث درباره ی «ماده و ذهن» اختصاص یافته است. در اینجا کاتینگهام چگونگی پاسخ هر یک از عقل گرایان به مسئله ی دوگانگی ذهن و بدن، نسبت ذهن به ماده، و نقش خدا در مقام واسطه یا موجد آن دو را بررسی می کند. برای مثال، دکارت ذهن را وجودی جداگانه می داند که تعامل میان ذهن و بدن را شرح می دهد، در حالی که اسپینوزا ذهن و ماده را دو جنبه از یک جوهر واحد می داند. لایبنیتس نیز با طرح منادها و نظریه ای که رابطه میان اجزای ذهنی و جسمی را به شکل متفاوتی ارائه می دهد (هماهنگی پیشین-بنیاد)، وارد بحث می شود. کتاب همچنین بخش هایی دارد درباره ی آزادی و اخلاق. در این قسمت کاتینگهام بررسی می کند که عقل گرایان چگونه با مفاهیمی چون ضرورت و امکان دست و پنجه نرم می کنند و چگونه آزادی انسان را در زمینه ای که همه چیز به نظر تابع قوانین عقل و طبیعت است، تعریف می کنند، و اخلاق و زندگی خوب انسانی را در نظام های فلسفی شان چگونه تصور می کنند. هر سه، دکارت، اسپینوزا و لایبنیتس، تلاش می کنند نشان دهند که انسان می تواند آزاد و اخلاقی باشد، هرچند در نظامی که بیش از همه جبرگرا است.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه