
بکه
نرگس مقصودی
Qaeb
روزی از روزها دو برادر مناقب خوان به نام های ابراهیم و اسرافیل که درحال سخنرانی درباره ی امام مهدی (عج) برای مردم هستند، به بهانه ی انحراف اذهان عمومی و ایجاد خدشه در اعتقادات مردم، توسط سربازان حکومتی دستگیر می شوند. آن دو پس از دیدن پادشاه نوجوان و نورسیده ی ملک خود، از او فرصتی می خواهند تا داستان زندگی امام غائب و ناظر را برایش نقل کنند. به این شرط که اگر توانستند وجود امام دوازدهم را به او ثابت کنند، آزاد شده و درغیر اینصورت به وزیر سپرده شوند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت