ادبیات معاصرادبیات واقع گرایانهادبیات ایران

فرزند خصال خویشتن

Farzand-e Khesal

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۲۰۷
سال چاپ
۱۳۸۸

درباره کتاب

۲ دقیقه

از دیدار با چیان کای چک و چوئن لای و کار دیپلماتیک زیر بمباران ژاپنی ها تا همکاری با دکتر مصدق و شرکت در نهضت ملی شدن نفت، از گفت وگو با شاه در سر میز ناهار و نمایندگی دولت در آذربایجان تا کودتا و زندانی شدن در پادگان عشرت آباد، از فعالیت در جبههٔ ملی دوم تا زندانی شدن در قزل قلعه، از کار در کارگاه بندرعباس تا ملاقات با هویدا نخست وزیر، از روزهای انقلاب تا باز هم گرفتاری در زندان، اصغر پارسا سخنگوی سابق جبههٔ ملی ایران زندگی پرفراز و نشیب خود را روایت می کند. × × ×… گفتم: «آقا این مردم، این مرد و زن، مالیات نمی دهند که گلوله بخرند و با آن مردم را بکشند. » شاه باز تأکید کرد که: «من با نیروی ارتش با بی نظمی مقابله خواهم کرد. » گفتم: «میل میل اعلیحضرت است ولی اگر اعلیحضرت به ارتش بگوید این کار را بکند من به عنوان مبعوث مردم به آن ها خواهم گفت از خودشان دفاع بکنند. » شاه گفت: «من دیگر با شما حرف نمی زنم…» از دیدار با چیان کای چک و چوئن لای و کار دیپلماتیک زیر بمباران ژاپنی ها تا همکاری با دکتر مصدق و شرکت در نهضت ملی شدن نفت، از گفت وگو با شاه در سر میز ناهار و نمایندگی دولت در آذربایجان تا کودتا و زندانی شدن در پادگان عشرت آباد، از فعالیت در جبههٔ ملی دوم تا زندانی شدن در قزل قلعه، از کار در کارگاه بندرعباس تا ملاقات با هویدا نخست وزیر، از روزهای انقلاب تا باز هم گرفتاری در زندان، اصغر پارسا سخنگوی سابق جبههٔ ملی ایران زندگی پرفراز و نشیب خود را روایت می کند. × × × … گفتم: «آقا این مردم، این مرد و زن، مالیات نمی دهند که گلوله بخرند و با آن مردم را بکشند. » شاه باز تأکید کرد که: «من با نیروی ارتش با بی نظمی مقابله خواهم کرد. » گفتم: «میل میل اعلیحضرت است ولی اگر اعلیحضرت به ارتش بگوید این کار را بکند من به عنوان مبعوث مردم به آن ها خواهم گفت از خودشان دفاع بکنند. » شاه گفت: «من دیگر با شما حرف نمی زنم…»

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه