
شیللر برای معاصران
مانفرد مای
Das Städtchen Drumherum
شهردار این بار به پروانه ای تبدیل شد که در جنگل پرواز می کرد. او به آرامی و نرمی در هوا معلق بود و تاب می خورد و این حس سبکی آنقدر برایش زیبا بود که در خواب دستانش را بر روی زمین به حالت پرواز از هم باز کرده بود و لبخند دلنشینی بر لب داشت. خانم هوله ووله با سرعت و بی سر و صدا از روی پایه ی تخت به طرف میز کار شهردار جستی زد و روی برگه های کاغذی بالا و پایین پرید. و از شهردار پرسید: (این خواب را دوست داری؟)شهردار هم آرام پاسخ داد: (البته!)(پس احتمالا دوست داری همیشه توی جنگل پرواز کنی، نه؟)شهردار با صدایی آرام پاسخ داد: (البته!)(اما تو که می خواهی جنگل را نابود کنی، چرا؟ چون نمی دانی که چطور باید شهری کوچک را به شهری بزرگ تبدیل کنی!)
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت