ادبیات داستانیادبیات معاصرداستان کوتاه+۱ مورد

ماه خسته

Mah-e Khaste

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۴۴
سال چاپ
۱۳۸۳

درباره کتاب

۱ دقیقه

سرهنگ پرده های مواج و پرچین تور را تا حدی که بتواند چشم انداز خیابان را ببیند از پنجره کنار زد. تک درخت ها در وزش نسیم سرد پاییز سبک سرانه تکان می خوردند و شاخه هایشان مثل دست هایی نیازمند، گویی به تمنای چیزی یا کسی به این سو و آن سو کشیده و خم می شدند. زیر نور پریده و بی رمق چراغ، درست زیر ساختمان مسکونی او سگ لنگ مجروحی پوزه روی پنجه هایش گذاشته بود و هر چندگاه زوزه های دردمندانه ای سر می داد. از دوردست ها صدای شعارها و فریادهایی گنگ و نامفهوم به گوش می رسید. در سیاهی شب کسانی تیراندازی می کردند. هر بار که صدای شلیک تیر بلند می شد، سگ زخمی، زوزه ای کشیده تر در فضای خالی و وهم انگیز خیابان سر می داد. ماه مثل یک سکهٔ نقره ای بر زمینهٔ تیره گون و فراخ آسمان می درخشید

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه