
گنج واقعی
افسانه موسوی گرمارودی
Mah , Sayarak va Kotoole
سیّارک هر کار می کرد به مدار کوتوله نزدیک شود، نیرویی دوباره او را روی مدار خودش می کشید. سیّارک به ماه گفت: «من باید هر طور شده جایم را با این کوتوله عوض کنم. من اگر روی مدار او بودم، سریع تر از او دور می زدم. » سیّارک هر کار می کرد به مدار کوتوله نزدیک شود، نیرویی دوباره او را روی مدار خودش می کشید. سیّارک به ماه گفت: «من باید هر طور شده جایم را با این کوتوله عوض کنم. من اگر روی مدار او بودم، سریع تر از او دور می زدم. »
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت