
شهسوار هفت پادشاهی 3
جرج آر آر مارتین
Guardians of the Taiga
ماموریت نجات اول حسی را در "استیسی" بیدار کرد؛ این که از دست دادن خانواده چقدر غم انگیز است و نجات پیدا کردن چقدر شیرین است. از آن روز به بعد، استیسی و گله گرگ ها برای کمک به همسایه های تایگایی شان در جنگل پرسه می زدند. این بهترین زندگی بود که استیسی می توانست تصور کند، اما همه چیز آن طور که او انتظارش را داشت پیش نرفت. زوزه ای وحشتناک سکوت تایگا را در هم شکست. استیسی و گرها از جا پریدند و گوش هایشان را تیز کردند. امیدوار بودند که خواب دیده باشند. اما استیسی می دانست چه شنیده و...
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت