ادبیات فرانسهادبیات نمایشی

مخالف، نیازی به گفتن نیست

Dissident Goes Without Saying

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۳۶
سال چاپ
۱۳۹۵

درباره کتاب

۴ دقیقه

مقدمه ای روان و یکپارچه بر نمایشنامه ی «مخالف، نیازی به گفتن نیست» اثر میشل ویناور، که در سال ۱۹۷۸ منتشر شده است، تصویری منحصربه فرد از درام مدرن فرانسوی ارائه می دهد. این اثر نمایشی مجلسی و مینیمالیستی است که در قالب دوازده قطعه ی جداگانه روایت می شود. اگرچه نمایشنامه کمتر در اجراهای عمومی دیده شده، اما به خاطر ساختار نوآورانه و لایه های عاطفی ظریف خود، نزد منتقدان و دانشجویان تئاتر جایگاهی خاص دارد. زمینه ی تاریخی این نمایشنامه در بحبوحه ی بحران های اقتصادی و اجتماعی پس از جنبش مه ۱۹۶۸ در فرانسه شکل گرفته؛ دوره ای که با افزایش بیکاری، ناآرامی های صنعتی و بی ثباتی اجتماعی همراه بود. ویناور در این اثر سنت های روایی و نمایشی رایج را کنار می گذارد و به جای آن از زبانی ساده و گفت وگویی پراکنده بهره می برد که پر از وقفه ها، مکث ها و لحظات سکوت است. این ساختار، مخاطب را به خواندن بین خطوط و دریافت ظرایف نهفته در دیالوگ ها و فضای خاموش متن دعوت می کند. خود نویسنده این تجربه ی درام را با موسیقی مجلسی مقایسه می کند؛ جایی که چندین صدا به شکل پیچیده ای در کنار هم قرار گرفته و تم ها، تکرارها و ناهماهنگی ها را به نمایش می گذارند. در مرکز داستان دو شخصیت اصلی قرار دارند: هلن، زنی آمارشناس که پس از از دست دادن شغل خود دچار بی ثباتی عاطفی می شود، و پسر هفده ساله اش فیلیپ، که «مخالف» جریان های اجتماعی است؛ نوجوانی سردرگم، منفعل و سرسخت که نظام کار، پدر غایب و انتظارات جامعه را رد می کند. در طول ماه ها، روایت در فضای محدود آپارتمان آنها جریان دارد؛ جایی که فیلیپ پس از یافتن شغل در کارخانه ی سیتروئن، به تدریج وارد دنیای جرایم کوچک، مواد مخدر و دزدی پس انداز مادر می شود. ورود پلیس به منظور دستگیری فیلیپ اوج تنش های خانگی و اجتماعی را به نمایش می گذارد. موضوع اصلی نمایشنامه به بیگانگی فردی، گسست نسلی و پیچیدگی های هم پوشانی رکود شخصی با فروپاشی اجتماعی می پردازد. فیلیپ، به عنوان «مخالف» واقعی، نه در قالب یک موعظه کننده و نه محکوم کننده ظاهر می شود، بلکه بیشتر کناره گیری کرده، صحبت می کند اما از معنا دور است؛ «ایل و سنس دیر» (حضور و معنا جدا افتاده اند). در مقابل، هلن نمادی از مادری مضطرب و تسلیم شده است که روابط پرتنش آنها به بازتابی کوچک از بحران های بزرگ تر اقتصادی و اجتماعی بدل می شود. درامی که حاصل می شود نه هیجانی و شعارگونه، بلکه به شدت انسانی و متکی بر ناگفته ها و سکوت های پرمعناست. در «مخالف، نیازی به گفتن نیست»، میشل ویناور مینیمالیسم دراماتیک خود را به نهایت رسانده و تصویری واقعی و همدلانه از فرانسه ی معاصر خلق کرده است؛ تصویری که با استفاده از زبان و ساختار روایی منحصربه فرد، تبلور بحران های اجتماعی و فردی است. در نهایت، «مخالف، نیازی به گفتن نیست» با ایجاز ادبی و فرم رادیکال خود، جایگاه ویژه ای در کارنامه ی ویناور و درام قرن بیستم دارد؛ اثری که با ظرافت، بار بیگانگی، رکود اجتماعی و نارضایتی نسلی را به تصویر می کشد و از طریق ریتم گفتار و فضاهای خالی میان آن ها، قدرت روایتگری بی کلام را به نمایش می گذارد.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه