ادبیات کلاسیکادبیات نمایشیادبیات کهن

مدئا

Medea

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۹۶
سال چاپ
۱۴۰۲

درباره کتاب

۴ دقیقه

نمایشنامه ی «مدئا» اثر لوسیوس آنائوس سنکا، فیلسوف و نمایشنامه نویس رومی قرن اول میلادی، یکی از برجسته ترین بازآفرینی های رومی از اسطوره های یونانی است که در قالب «فابولا کرپیداتا» یا تراژدی های برگرفته از یونان نوشته شد. این اثر که حدود سال ۵۰ میلادی در اوایل دوره امپراتوری روم پدید آمد، در شهر کورینت جریان دارد و تنها یک روز را در بر می گیرد؛ روزی که مدئا تصمیم به انتقام از شوهر بی وفایش جیسون می گیرد. سنکا، که خود فیلسوف رواقی بود، از این تراژدی برای نمایش تنش میان عقل و شور، فضیلت و انتقام، و پرسش های اخلاقی و فلسفی بهره می گیرد. طرح داستان از نفرین های مدئا آغاز می شود؛ او که جیسون را به دلیل ترک کردنش برای ازدواج با کرئوسا، دختر شاه کرئون، نفرین می کند، تصمیم می گیرد انتقامی هولناک بگیرد. کرئون حکم به تبعید او می دهد اما یک روز مهلت می دهد تا شهر را ترک کند؛ فرصتی که مدئا آن را به برنامه ای برای خونخواهی بدل می سازد. او لباسی مسموم برای کرئوسا می فرستد که هنگام پوشیدن آتش می گیرد و هم او و هم کرئون را به کام مرگ می برد. نقطه اوج تراژدی زمانی است که مدئا برای کامل کردن انتقام، دو فرزند خود را می کشد و با ارابه ای آسمانی، که از میراث خدای خورشید به او رسیده، می گریزد و جیسون را در حسرت و اندوه رها می کند. این پایان بندی، نه تنها هولناک و تکان دهنده است، بلکه پرسشی عمیق درباره عدالت خدایان و مرزهای انسانیت به میان می آورد. مضامین اصلی نمایشنامه در چند محور کلیدی شکل می گیرند. نخست، موضوع خیانت و انتقام، که قلب روایت را می سازد و نشان می دهد چگونه عطش انتقام می تواند به همان اندازه ویرانگر باشد که خود خیانت. دوم، تقابل شور و عقل است؛ سنکا با تأثیر از آموزه های رواقی، مدئا را نماد قدرت مهارنشده احساسات قرار می دهد، احساسی که برخلاف آرمان رواقیان از فضیلت و خویشتن داری، همه چیز را می بلعد. سوم، تبعید و بیگانگی است؛ مدئا که خود بیگانه ای از سرزمین کولخیس است، نه تنها از نظر سیاسی طرد می شود بلکه از نظر هویتی همواره در حاشیه باقی می ماند. چهارم، موضوع قدرت و عاملیت است؛ مدئا با وجود آنکه زنی بیگانه و جادوگر است، اراده و کنترلی خیره کننده دارد، گرچه این قدرت در نهایت ویرانگر است. و سرانجام، پرسش از عدالت و اخلاق در جهانی که خدایانش خاموش یا مبهم عمل می کنند، که در پایان اثر هیچ پاسخ ساده ای به آن داده نمی شود. از نظر سبکی، مدئای سنکا سرشار از زبان بلاغی، استعاره های پرقدرت و تصاویر خشونت بار است. برخلاف بسیاری از تراژدی های یونانی که خشونت را پشت صحنه نگاه می داشتند، سنکا بی پرده مرگ، آتش و مسمومیت را به صحنه می آورد تا شوک و اثرگذاری را افزایش دهد. شخصیت هایی چون پرستار و گروه همسرایان نیز نقش مهمی در بازتاب اخلاقی و عاطفی رویدادها ایفا می کنند و مدئا را همزمان هم محکوم و هم توجیه می کنند. نقطه قوت بزرگ اثر، تصویرپردازی روان شناختی از مدئا است: شخصیتی چندلایه که نه صرفا قربانی است و نه صرفا هیولا؛ بلکه زنی است میان عقل و احساس، میان قدرت و طردشدگی. با این حال، برخی منتقدان افراط در بلاغت و عناصر ماورایی، مانند ارابه اژدها، را کاهش دهنده واقع گرایی می دانند و فرزندکشی مدئا را چنان شوکه کننده توصیف کرده اند که باعث دوری عاطفی مخاطب از او می شود. در نهایت، «مدئا» سنکا نه تنها یک تراژدی خونین و تکان دهنده است، بلکه میدان تأملی فلسفی درباره ماهیت شور و عقل، عدالت و خیانت است. این اثر ما را وادار می کند تا به مرزهای اخلاقی، سنگینی سوگندها و معنای عدالت الهی بیندیشیم و به یاد داشته باشیم که رها شدن از قید عقل، می تواند سرنوشت فرد را به فاجعه ای بازگشت ناپذیر بدل کند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه