ادبیات داستانیادبیات روسیهداستان کوتاه

من آدم کشته ام

I have killed a person

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۳۳۶
سال چاپ
۱۴۰۳

درباره کتاب

۲ دقیقه

آه، خواننده ی محترم، بد دردی است نویسنده ی روس بودن… مدام می نویسی و می نویسی و خودت هم نمی دانی چرا می نویسی. خواننده لابد در این جا پوزخند می زند و می گوید مگر به خاطرش پول نمی گیری؟ آه، خواننده ی محترم، اصلا پول چیست؟ فرض کن پول گرفتی، بعد هیزم خریدی و یک جفت چکمه هم برای زنت. تمام می شود و می رود. پول نه آرامش روحی می آورد، نه اندیشه های جهان شمول. و البته اگر همین حساب حقیرانه و منفعت جویانه را هم کنار بگذاریم، نویسنده لابد تفی به تمام ادبیات می انداخت و همان دستی را که قلم تویش بود قلم می کرد و دست از نوشتن برمی داشت. خواننده های ما هم خیلی بی محابا شده اند. از رمان های فرانسوی و امریکایی آویزان می شوند و به دنبال پرواز شتابان خیالات هستند. ولی از کجا می شود پرواز شتابان خیالات را پیدا کرد، وقتی اصولا در زندگی واقعی روسیه خبری از این چیزها نیست؟ در انقلاب، هم شتاب داریم هم خیالات شکوهمند. ولی بیا و درباره اش بنویس. می گویند واقعی نیست. می گویند ایدئولوژی نوشته ات همچین تعریفی ندارد… در نتیجه معلوم می شود تو هیچ مایه ی تسلی خاطری نداری. نه پول، نه شهرت، نه احترام. ولی چه می شود کرد؟ زندگی خیلی مضحک است. حیات بر روی زمین کار ملال آوری است.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه