ادبیات انگلیسدهه 1930 میلادی

من قبلا اینجا بوده ام

I Have Been Here Before

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۴۴
سال چاپ
۱۳۹۷
نخستین انتشار
۱٬۹۳۹

درباره کتاب

۴ دقیقه

«من قبلا اینجا بوده ام» نوشته ی جی. بی. پریستلی (جان بوینتون پریستلی) نمایشنامه ای سه پرده ای از زمره ی «نمایش های زمانی» اوست؛ آثاری که در آن ها زمان نه صرفا پس زمینه ی روایت، بلکه نیرویی فعال در ساختار درام و معنای انسانی آن است. این نمایش نخستین بار در ۲۲ سپتامبر ۱۹۳۷ در تماشاخانه ی Royalty لندن به صحنه رفت و بعدها در کنار دو اثر دیگر پریستلی-گوشه ی خطرناک و زمان و خانواده ی کانوی-به عنوان سه گانه ای درباره ی امکان های بدیل زمان منتشر شد. مخاطبان اصلی آن علاقه مندان تئاتر، دانشجویان ادبیات نمایشی انگلیسی و خوانندگانی هستند که به روایت های تأملی درباره ی زمان، حافظه و انتخاب انسانی گرایش دارند. داستان در مسافرخانه ای دورافتاده به نام «گاو سیاه» در دشت های یورکشایر می گذرد؛ جایی که سم، صاحب مسافرخانه، و دخترش سالی خود را برای ورود مهمانان آماده می کنند. ورود ناگهانی دکتر گورتلر-دانشمندی آلمانی، مرموز و ناآرام-تعادل آرام فضا را بر هم می زند. او پیش از آمدن مهمانان، پرسش هایی عجیب می پرسد و از دانشی مبهم درباره ی آن چه قرار است رخ دهد سخن می گوید. اندکی بعد، والتر و جنت اورماند، زوجی مرفه، به همراه اولیور فرانت، مدیر مدرسه ای محلی، وارد مسافرخانه می شوند و به تدریج روشن می شود که هر سه گرفتار احساسی ناآشنا اما آشنا هستند: دژاوو، گویی این آخرهفته را پیش تر زیسته اند. گورتلر این حس را تصادفی نمی داند. او می گوید نسخه ای از این رویدادها را «در خواب» دیده است؛ خوابی که به فاجعه انجامیده: فرار فرانت و جنت، خودکشی والتر اورماند و فروپاشی مدرسه ی محلی. اما تأکید می کند که این خواب پیش گویی آینده نیست، بلکه یادآوری زندگی ای از پیش زیسته است. از نگاه او، زمان می تواند حلقه وار باشد و آگاهی از الگوهای تکرارشونده، امکان انتخابی دیگر را فراهم کند. با پیش رفتن گفت وگوها، تنش های پنهان-به ویژه کشش عاطفی میان جنت و فرانت-سر باز می کند و والتر به بحرانی درونی نزدیک می شود. مداخله ی گورتلر، نه با اجبار، که با واداشتن شخصیت ها به خودآگاهی، آنان را به تغییر مسیر قانع می کند؛ تغییری که از وقوع فاجعه جلوگیری می کند و والتر را به پذیرش آرام امکان زیستنی دیگر می رساند. پریستلی در این اثر، دژاوو را از یک کنجکاوی روان شناختی به ابزاری دراماتیک ارتقا می دهد تا پرسشی بنیادین را پیش بکشد: اگر نشانه ای از تکرار زندگی در اختیار داشته باشیم، آیا می توانیم سرنوشت را تغییر دهیم؟ نمایشنامه با الهام از اندیشه هایی درباره ی بازگشت ابدی و پیش آگاهی-از جمله نظریه های پی. دی. اوسپنسکی-میان جبر و اراده ی آزاد چانه می زند و به جای تقدیر صلب، بر امکان انتخاب و مسئولیت فردی انگشت می گذارد. در زیرلایه ی این گمانه زنی متافیزیکی، درامی کاملا انسانی جریان دارد: درباره ی روابط، اضطراب ها و رشد اخلاقی. حل وفصل تعارض ها نه از راه حادثه های بیرونی، بلکه از مسیر گفت وگو، خودشناسی و آمادگی برای تغییر رخ می دهد. از قوت های اثر، خلاقیت مفهومی در پیوند دادن ایده های انتزاعی زمان و حافظه با تجربه ی زیسته ی شخصیت هاست؛ پیوندی که هم ذهن را درگیر می کند و هم احساس را. تأکید بر انتخاب، به روایت وزنی فلسفی می دهد و شخصیت ها با طنزی ظریف و عمقی انسانی پرداخت می شوند. در عین حال، زبان و ریتم دوره ای نمایش ممکن است برای برخی اجراهای امروزین کهنه به نظر برسد، و تراکم ایده های نظری-اگر خواننده با مبانی فلسفی الهام بخش پریستلی آشنا نباشد-گاه انتزاعی جلوه کند. در مجموع، «من قبلا این جا بوده ام» نمایشی اندیشمندانه و نامتعارف است که با آمیختن درام کلاسیک انسانی به برداشت های گمانه زن از زمان، پرسشی ماندگار را پیش می نهد: آیا آگاهی می تواند مسیر زندگی را دگرگون کند؟ پریستلی با نشاندن فلسفه در دل روابط و گفت وگوها، تماشاگر را به تأمل درباره ی پیوند تجربه های گذشته، انتخاب های اکنون و امکان های آینده فرامی خواند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه