ادبیات داستانیادبیات ایران

ناله های عشق

Naleh-haye Eshgh

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۳۶۸
سال چاپ
۱۳۹۷

درباره کتاب

۲ دقیقه

ناله های عشق حکایت غریب غربت خاک است که خداوند بسیار دوستش می داشت و بر او سلام می فرستاد. حکایت محبوبی است که باز به سراغ من آمد، با همان صلابت و استواری همیشگی و به همان نرمی و مهربانی آسمانی و مثل همیشه در فضایی عطرآگین و مه گون از هفت سفر سبزش گفت از صفر تا صفر، سفر سبز آغاز و انجام! از آن هنگام که زاده شد تا آن وقت که به سفری بی بازگشت رفت و همدمش را تنها گذاشت. از هنگامه ای که در کودکی نگهبانی آتش می داد و اورمزد را ستایش می کرد تا وقتی ترسا شد و تا زمانی که در یثرب دل به آخرین فرستاده آسمانی سپرد. تا وقتی که خانه گرامی ترین زن زمینی که مادر پدر خویش بود را دید که به خشم و غضب جهل در آتش می سوزد، تا آن هنگام که به امیری مداین رفت. و تا مرگ، مرگی از آن دست عاشقانه و زیبا که سبز بود! ناله های عشق حکایت اوست. سلمان پارسی که بسیار کهن بود. که فخر ایران سبز من است. که تنها و غریب بود و رنج بسیار برد و از اهل بیت رسول الله (ص) بود و پاک، پاک پاک به دیدار خدا شادمانه پرواز کرد. – بقیره جانم مهربان! هر چهار در را باز کن. امروز مهمانی دارم که نمی دانم از کدام در خواهد آمد. – تو چه گفتی سلمان! – گفتم بقیره جانم! – و نگفتی سلمی، چرا؟ – تو همیشه سلمی و بقیره ام بودی. سلمی نام توست در بهشت. و چون کنار تو بودن مرا مانند بهشت بود تو را سلمی می خواندم. اینک نام زمین ات گفتم که نگویی بی وفایی کرد و نامم ندانست! و من گریستم به تمام جان خود. – چرا گریه می کنی درد داری؟ – نه مرد من! از تنهایی می هراسم. – مهراس. من می روم. خدا هست. بچه ها هستند و زندگی هست. تا وقتی که هستی زندگی باید کرد. و من پنهان نگاه او می گریستم. ناله های عشق روایت زندگی سلمان پارسی است آنچنان که من دیده ام.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه