داستان معماییادبیات داستانیداستان تریلر+۳ مورد

نوشابه با سیانور

Sparkling Cyanide

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۲۷۰
سال چاپ
۱۴۰۳
نخستین انتشار
۱٬۹۴۴

درباره کتاب

۳ دقیقه

«نوشابه با سیانور» با نام اصلی «سیانور درخشان»، رمانی پلیسی از آگاتا کریستی است. این رمان یکی از آثار کریستی است که سرهنگ ریس یکی از شخصیت های آن است. در این رمان اثری از پوآرو و خانم مارپل نیست اما ریس نیز همانند این دو شخصیت مشهوری که آگاتا کریستی خلق کرده است، تیزهوش و باتجربه است و می تواند پرده از راز جنایت بردارد. داستان ماجرای دو قتل است که با فاصله ی یک سال، در یک مکان و به شیوه ای یکسان رخ داده اند. هفت نفر دور یک میز شام هستند اما رزماری هرگز از سر میز شام بلند نمی شود. دکتر علت مرگ او را نوشیدنی مسموم اعلام می کند. ظاهرا او به دلیل افسردگی خودکشی کرده است. شش ماه بعد جورج، شوهر رزماری، نامه هایی دریافت می کند که به او اعلام می کنند رزماری خودکشی نکرده، بلکه به قتل رسیده!آگاتا کریستی در شش فصل جداگانه دیدگاه شش شخصیتی را که بر سر میز حاضر بوده اند، درباره ی مرگ رزماری روایت می کند و بعد با رسیدن نامه ها مسیر داستان عوض می شود. جورج برای یافتن قاتل همسرش، درست در روز سالگرد مرگ او، در همان رستوران برنامه ی یک شام را طرح ریزی می کند و از بازیگری که شبیه به همسرش است دعوت می کند که در این مراسم شام حاضر شود. اما اتفاقات مطابق نقشه ی جورج پیش نمی رود و او نیز به همان شیوه به قتل می رسد. سرهنگ ریس وارد ماجرا می شود تا راز این قتل ها را برملا کند. این داستان آگاتا کریستی نیز با معمای قتلی را مطرح می کند و به بهانه ی آن در درون شخصیت هایش به کندوکاو می پردازد، شخصیت هایی که پیچیده هستند و هر کدام به دلایلی می توانند از مظنونین قتل باشند. هر یک از شخصیت ها انگیزه ای برای قتل دارند. روابطی پیچیده میان این افراد است که باعث فریب کاری و دورغ پردازی آنها می شود و کار کشف حقیقت را سخت تر و سخت تر می کند. خواننده پابه پای شخصیت ها پیش می رود و دائم با چرخش ها و غافگیری هایی در داستان مواجه می شود که داستان را برایش جذاب می کند و تا آخرین صفحه ی کتاب با شخصیت ها همراه است تا پرده از راز قتل ها برداشته شود. «نوشابه با سیانور» داستانی پرکشش و پرتعلیق دارد که خواننده را تا انتها با خود همراه می کند و لذت کشف حقیقت را به او می چشاند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه