ادبیات آمریکاادبیات واقع گرایانهدهه 2000 میلادی

هرگز نگویید هرگز

Never Say Never

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۶۰
سال چاپ
۱۴۰۳
نخستین انتشار
۲٬۰۰۲

درباره کتاب

۳ دقیقه

کتاب «هرگز نگویید هرگز» نوشته فیلیس جورج، که نخستین بار در سپتامبر ۲۰۰۲ توسط منتشر شد، ترکیبی از خاطره نویسی و راهنمایی توسعه فردی است که با زبانی خودمانی و انرژی مثبت نویسنده، خواننده را به دل زندگی پر فراز و نشیب او می برد. این اثر، واپسین کتاب غیرداستانی جورج محسوب می شود و در امتداد سایر فعالیت های چندوجهی اش در زمینه های گوناگون از جمله کارآفرینی، پوشش ورزشی، سیاست و صنایع دستی آمریکایی قرار می گیرد. در این کتاب، فیلیس جورج که در ذهن آمریکاییان با عناوینی چون دختر شایسته آمریکا (۱۹۷۱)، نخستین گوینده زن در شبکه ورزشی CBS، بانوی اول ایالت کنتاکی و چهره ای فعال در عرصه های مدنی شناخته می شود در قالب ۱۰ درس کاربردی، تجربیات زیسته ی خود را به عنوان الگویی برای غلبه بر تردید، بازآفرینی مستمر و مقابله با موانع ارائه می کند. کتاب با ساختاری منظم از فصل هایی با عناوین انگیزشی چون «رویاهای بزرگ در سر بپرورانید»، «ریسک پذیر باشید»، «خودتان را خیلی جدی نگیرید» یا همان عنوان کتاب «هرگز نگویید هرگز!» پیش می رود. در هر فصل، حکایت هایی زنده از مسیر حرفه ای و شخصی نویسنده، و همچنین داستان هایی از چهره های مشهوری چون والتر کرونکیت، لری کینگ، آن ریچاردز یا مایکل بلومبرگ نقل می شود تا مضامین مورد نظر برجسته شوند. آنچه این کتاب را از دیگر آثار ژانر توسعه فردی متمایز می کند، لحن سرزنده، بی تکلف و گاه طنزآمیز آن است که بازتابی است از شخصیت اجتماعی و بی پیرایه جورج. او در این روایت شخصی، به جای پنهان کردن شکست ها یا لحظات ناخوشایند، آن ها را با شوخ طبعی بازگو می کند از باخت اولیه در مسابقه دختر شایسته تگزاس، تا تست بازیگری تصادفی اش برای فیلم «ملاقات با والدین» که هرگز به نتیجه نرسید. اما جورج این شکست ها را به عنوان نقاط عطفی معرفی می کند که انتخاب «بله» در برابر «نه» را ممکن ساختند. از منظر تماتیک، کتاب بر محورهایی چون بازآفرینی، تاب آوری، خودباوری، انعطاف پذیری در مواجهه با تغییر و اهمیت مهربانی در رهبری استوار است. برخلاف بسیاری از متون توسعه فردی که بر دستورالعمل های خشک و انتزاعی تمرکز دارند، جورج از طریق روایت و تجربه، نشان می دهد که موفقیت، بیش از هر چیز، وابسته به ذهنیت و انتخاب آگاهانه در لحظات بحرانی است. پذیرش کتاب در زمان انتشار، عمدتا مثبت بود. پابلیشرز ویکلی فیلیس جورج را «استاد بازآفرینی خویش» توصیف کرد و در عین اشاره به سادگی پیام ها، آن ها را «قابل استفاده، بی پیرایه و روحیه بخش» خواند. در مجموع، این کتاب را می توان روایتی پرشور، قابل دسترس و الهام بخش دانست که با وجود سادگی و سبک غیرآکادمیک، پیامی روشن و جهان شمول دارد: گاهی کافی است به جای گفتن «نمی توانم»، یک بار بگویید: «بله، می توانم».

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه