
دایره سپهر
جاوید مقدس صدقیانی
Homan
سلام! من هومانم، یک آدم معمولی ؛ اما ساکن یک شهر عجیب. شهری تاریک که در آن خورشید طلوع نمی کند، جایی که در آن چاه ها صدای انسان را می خورند و هر گوشه اش یک نسناس ایستاده و با قیافۀ وحشتناکش مراقب ماست. من برای برگردان نور به شهرم عازم یک سفر خطرناکم. شاید خودت ندانی، اما قرار است تو در این سفر یکی از همراهان من باشی؛ ما باید با هم از دروازۀ خروج بگذریم؛ فقط یک مشکل وجود دارد! تا به حال هیچ کس موفق نشده از این دروازه عبور کند، و اگر عبور کرده دیگر نتوانسته برگردد. به نظرت من و تو موفق می شویم؟
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت