ادبیات کلاسیکادبیات ایران

واج شناسی شاهنامه

Phonology of Shahnameh

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۶۸۰
سال چاپ
۱۴۰۳

درباره کتاب

۵ دقیقه

«واج شناسی شاهنامه: پژوهشی در خوانش واژگان شاهنامه» نوشتهٔ جلال خالقی مطلق حاصل یکی از دشوارترین بخش های شاهنامه پژوهی اوست: تلاش برای پاسخ دادن به این پرسش که فردوسی واژه های شاهنامه را چگونه تلفظ می کرده است. موضوع در نگاه نخست ممکن است جزئی به نظر برسد، اما مسئله مستقیما به تصحیح متن، وزن و قافیه، ریشه شناسی واژه ها و حتی فهم بعضی ابیات مربوط می شود. خالقی مطلق که چند دهه از عمر خود را صرف مقابلهٔ نسخه ها و تصحیح انتقادی شاهنامه کرده بود، در این کتاب به مرحله ای پیش از معنای واژه بازمی گردد: خود صدایی که واژه در زبان شاعر داشته است. کتاب نخست با انتشارات دکتر محمود افشار و همکاری نشر سخن منتشر شد و چاپ دوم آن در ۱۴۰۳ به بازار آمد. «واج شناسی» در عنوان کتاب را نباید دقیقا به معنای یک رسالهٔ نظری در واج شناسی زبان شناختی امروز فهمید. خالقی مطلق قصد ندارد دستگاه کامل آوایی فارسی سدهٔ چهارم را با مدل های زبان شناسی جدید بازسازی کند. مسئلهٔ او عملی تر و متن شناختی تر است: تعیین خوانش محتمل واژه هایی که صورت مکتوب آنها الزاما تلفظشان را نشان نمی دهد. خط فارسی در ثبت مصوت ها محدودیت دارد و نسخه های موجود شاهنامه نیز با فاصله ای تاریخی از عصر فردوسی نوشته شده اند. بنابراین شکل مکتوب یک واژه همیشه به ما نمی گوید شاعر آن را با چه مصوت یا کیفیت آوایی می خوانده است. روش کتاب بر گردآوردن چند نوع شاهد مستقل استوار شده است. خالقی مطلق صورت واژه را در فارسی میانه و دیگر منابع ایرانی پیشین بررسی می کند، سپس سراغ دست نویس های کهن فارسی، به ویژه متون حرکت گذاری شدهٔ سدهٔ پنجم، می رود و این شواهد را با قافیه های خود شاهنامه می سنجد. فرهنگ های قدیم، مطالعات زبان شناختی جدید و کاربرد واژه در بخش های دیگر شاهنامه نیز وارد داوری می شوند. حاصل این کار نزدیک به ۱۹۰۹ مدخل و ۱۲۸ یادداشت است؛ هرچند برخی واژه ها به سبب تفاوت موقعیت یا مسئله در بیش از یک مدخل بررسی شده اند. اهمیت قافیه در این میان بسیار بیشتر از آن چیزی است که خوانندهٔ غیرمتخصص ممکن است تصور کند. قافیه گاهی به صورت شاهدی درون متنی عمل می کند و محدودهٔ تلفظ ممکن را تنگ تر می سازد. همین توجه متمرکز به قافیه سبب شد خالقی مطلق در جریان تدوین کتاب به بعضی لغزش های تصحیح پیشین خود نیز پی ببرد و آنها را اصلاح کند. از این جهت «واج شناسی شاهنامه» را باید در ادامهٔ تصحیح مشهور او دید، نه کتابی حاشیه ای در کنار آن. پژوهش در شاهنامه برای خالقی مطلق پروژه ای بسته نبود؛ حتی متنی که دهه ها روی آن کار کرده بود، با شاهد تازه دوباره قابل اصلاح می شد. نمونه های کتاب نشان می دهند که این روش فقط بر سر حرکت گذاری ظاهری واژه ها نیست. در مواردی، تعیین خوانش با تشخیص ریشه و معنای واژه گره می خورد. بررسی واژه هایی چون «نارون» یا نام هایی مانند «فریگیس» نشان می دهد که نویسنده میان صورت تاریخی، کاربرد در شاهنامه، داده های فرهنگ ها و امکان های معنایی رفت وآمد می کند تا از میان چند خوانش، صورت محتمل تر را برگزیند. چنین کاری بیشتر به باستان شناسی زبان شبیه است: صدایی وجود ندارد که بتوان آن را شنید؛ تنها ردهایی پراکنده در نسخه، قافیه، تحول تاریخی زبان و سنت کتابت باقی مانده است. حد کتاب نیز از همین جا معلوم می شود. بازسازی تلفظ فارسی هزار سال پیش نمی تواند در همهٔ موارد به قطعیت برسد. کهن ترین نسخه های موجود شاهنامه متعلق به زمان فردوسی نیستند، رسم الخط فارسی اطلاعات آوایی کاملی نمی دهد و کاتبان نیز زبان متن را گاه با عادات دورهٔ خود سازگار کرده اند. خالقی مطلق به همین دلیل از «خوانش احتمالی» سخن می گوید. حتی در کاربرد عملی کتاب نیز توصیه نمی کند که خوانندهٔ امروز همهٔ تلفظ های آشنا را کنار بگذارد؛ حرکت گذاری تاریخی تا جایی سودمند است که متن را برای فارسی زبان امروز بیگانه و مصنوعی نکند. این احتیاط علمی شاید مهم ترین ویژگی «واج شناسی شاهنامه» باشد. کتاب می کوشد تا حد ممکن به صدای فردوسی نزدیک شود، بی آنکه فاصلهٔ هز ه را انکار کند. پس از صدها سال نسخه برداری و خواندن شاهنامه با زبان نسل های مختلف، خالقی مطلق گوش خود را به ردهای کم رنگی می سپارد که در قافیه ها و دست نویس ها باقی مانده اند. بعضی صداها را می توان دوباره شنید؛ بعضی دیگر برای همیشه در سکوت تاریخ مانده اند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه